تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
كردند در « 1 » امنيت « * » دوران تو خوبان * باغ رخ خود را همه ديوار بنفشه « 2 » در مدح تو اى شاه جهان واصفى آراست * باغى كه بود در تگ اشجار بنفشه از كثرت افكار دماغش چو خلل يافت * او را به علاج آمده در كار بنفشه بادام بتان را پى ترتيب دماغش * زاهداب « 3 » مگر رسته بر اسفار « 4 » بنفشه بادا به گل جاه تو خرم چمن دهر * تا زينت باغ است در اعصار بنفشه

رديف غنچه « 5 »

يافت تخت چمن از بخت همايون « * * » غنچه * تا جور نيز شد از طالع ميمون غنچه باغ را چشم رسيده است مگر از « 6 » نرگس * كه برآورده لب و مىدمد افسون غنچه نه كه چون در چمن افروخته شد آتش گل * مىكند آتش او را به دم افزون غنچه تا ز آلايش خون « 7 » جامهء خود سازد پاك * به كف آورده ز شبنم كف صابون غنچه
هامش
( 1 ) -C: گردند ز ( 2 ) - اين بيت درC،B 2در حاشيه است ( 3 ) -C،B B 2،T: ز هر آب ( 4 ) -P: اشعار ( 5 ) - عنوان فقط درT،C . B( 6 ) -T،B: مگر بر ( 7 ) -T،B: خود ( * ) س 1 : گردند در امنيت ( * * ) س 12 : از تخت همايون
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 178 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف