كردند در « 1 » امنيت « * » دوران تو خوبان * باغ رخ خود را همه ديوار بنفشه « 2 »
در مدح تو اى شاه جهان واصفى آراست * باغى كه بود در تگ اشجار بنفشه
از كثرت افكار دماغش چو خلل يافت * او را به علاج آمده در كار بنفشه
بادام بتان را پى ترتيب دماغش * زاهداب « 3 » مگر رسته بر اسفار « 4 » بنفشه
بادا به گل جاه تو خرم چمن دهر * تا زينت باغ است در اعصار بنفشه
رديف غنچه « 5 »
يافت تخت چمن از بخت همايون « * * » غنچه * تا جور نيز شد از طالع ميمون غنچه
باغ را چشم رسيده است مگر از « 6 » نرگس * كه برآورده لب و مىدمد افسون غنچه
نه كه چون در چمن افروخته شد آتش گل * مىكند آتش او را به دم افزون غنچه
تا ز آلايش خون « 7 » جامهء خود سازد پاك * به كف آورده ز شبنم كف صابون غنچه
هامش
( 1 ) -C: گردند ز
( 2 ) - اين بيت درC،B 2در حاشيه است
( 3 ) -C،B B 2،T: ز هر آب
( 4 ) -P: اشعار
( 5 ) - عنوان فقط درT،C . B( 6 ) -T،B: مگر بر
( 7 ) -T،B: خود
( * ) س 1 : گردند در امنيت
( * * ) س 12 : از تخت همايون