رديف بنفشه « 1 »
تا تيز كند آتش گلزار بنفشه * گوگرد صفت گشته پديدار بنفشه
هرسوى خطى ريخت ز خاكستر و انداخت * در صحن چمن طرح چو معمار بنفشه
فرعون صفت باده « 2 » به بستان شده چون نيل * شد تابع فرمانش به يك بار بنفشه « 3 »
انداخته در نيل مگر سوزن او را * همچون شه بلخ است در اطوار بنفشه
موسى صفتش سرو چو از سايه عصا زد * نيلى متخلخل شده ناچار بنفشه
نيلى است مگر رفته در او يوسف از آن است * خوشبوى چو خوى رخ دلدار بنفشه
همچون رمهء برهء سبزى است زره موى * در پهلوى هم در لب انهار بنفشه
خاكستر بسيار به هرسوى فكنده * گوئى كه كرم مىكند اظهار بنفشه
نرگس به عيادت شده نارنج به كف برد * چون ديده به بستان شده بيمار بنفشه
ليكن چو به حصبه مرضش يافته تشخيص * گو كن حذر از حامضه زنهار « * » بنفشه
هامش
( 1 ) - عنوان فقط در نسخهءT.
( 2 ) -B،P: باد
( 3 ) - اين بيت درCوB 2نيست .
( * ) س 21 : زينهار