تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
دور از خط سبزت به چمن اشك فشانم * دود آمده در ديدهء خونبار بنفشه لافد ز غلامى سر زلف تو زان رو * خوشبوىتر از نافهء تاتار بنفشه گرديد سرآمد به ميان همه گلها * آن شاه چو زد بر سر دستار بنفشه شاهى كه پى توسنش آرند ملايك * بر پشت خود از گنبد دوار بنفشه خاقان زمان شاه عبيد اللّه غازى * در گلشن بزمش شده چون خار بنفشه « 1 » مرغى است خدنگش كه به باغ دل اعدا * از پاى كند غنچهء « 2 » سوفار بنفشه كارد ز پى خرمى باغ عدالت * از چوب غضب بر سر « 3 » اشرار بنفشه گردون به كواكب ز پى بزم تو باشد * خوانى كه بود در تك اثمار « 4 » بنفشه گر در چمن افتد شررى ز آتش قهرت * فى الحال شود همچو گل نار بنفشه ور بگذرد از لطف تو بر نار نسيمى « 5 » * چون دود دميدن كند از نار بنفشه « 6 »
هامش
( 1 ) - مصراع دوم فقط درT( 2 ) -C،P: غنچه ز ( 3 ) -C،B،P: بر تن ( 4 ) -T: او پراثمارB: درپى اسمار ( 5 ) -C،B: بر مار نسيمىB 2: بر يار نسيمى ( 6 ) -C،B 2: مار بنفشه .