تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
و عالم‌آرايى ثابت و مطمئن باشد به خلف گرامى سزاوارتر است و در طلب اين مطلب عالى از همه بيقرارتر . تا آنكه چهارم ربيع الاوّل سال نهصد و چهل و هفتم هلالى حضرت جهانبانى جنّت آشيانى بعد از توجّه به مبدأ فيّاض زمانى سر به بالين راحت نهاده و تن به بستر استراحت در داده بودند ، ناگهان در پردهء خواب سعادت احتجاب ، كه خلوتخانهء غيب عبارت از آن است ، مشاهده فرمودند كه حقّ سبحانه خلفى نامدار كرامت مىفرمايد كه شعشعهء عظمت از ناصيهء اقبال او تابد و بارقهء ابهّت از جبههء احوال او فروغ دهد و از نور هدايتش ظلمت‌آباد عقول و اوهام روشنى پذيرد و از فروغ معدلتش صفحهء ليالى و ايّام اضائت يابد . و بعد از آنكه بشارت‌دهندگان عالم غيب از احوال سعادت مآل آن حضرت آگاهى بخشيدند ، نام جلالت انتظام آن كارنامهء ايزدى را چنانچه امروز منابر و مناشير به آن سربلند است و وجوه دراهم و دنانير به آن شكفته بيان فرمودند . و چون حضرت جهانبانى به دولت بيدار شدند ، از اين بشارت [ 14 ] عظمى و نعمت حسنى سجدات شكر الهى به تقديم رسانيده ، كيفيّت آن را به محرمان حريم خاص و ملازمان آستان اخلاص در ميان آوردند . شعر
اين خواب كه از ديدهء جان پرده گسل بود * خوابش نتوان گفت ، كه بيدارى دل بود .
از شريف خان برادر شمس الدّين محمّد خان اتگه شنيده شد كه شمس الدّين محمّد خان در بيست و دو سالگى در غزنى به خواب ديده‌اند كه ماه در بغل ايشان درآمده . صورت واقعه را به پدر گرامى خود ميريار محمّد غزنوى - كه كدخداى درويش‌منش بود - گفته‌اند . پدر گرامى از سنوح اين واقعهء سعادت‌افزا خوشوقت شده ، چنان تعبير نموده‌اند كه ايزد تعالى دولتى عظيم به تو روى خواهد