تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
شمسهء پيش طاق داستانهاى باستان و كتابهء مبانى تواريخ راستان است ، گرديد ؛ و شناسد كه همان نور كه بىوسيلهء بشرى و رابطهء صلبى در مشيمهء باطن قدسى مواطن حضرت آلنقوا ظهور يافته بود بعد از تربيت چندين قرن ديگر كه در ملابس قدسى مظاهر ديگران براى استكمال سير مىفرمود امروز در عنصر پاك اين يگانهء يزدان‌شناسى دادارپرست ظهور مىكند شعر
چندين زمان بگردد چندين قران برآيد * كاين اختر سعادت از آسمان برآيد .
رسمى است قديم و عادتى است معهود كه مبشّران دار الملك قدم و منهيان فتح الباب كرم در هر زمانى پيش از ظهور چنين برگزيده‌اى ، كه پس از هزاران « 5 » سال يكى به وجود آيد ، دولتمندان بخت بيدار را به نويد قدوم هدايت اقدام او مسرور سازند ؛ چه ، هر امرى در تتق وقتى مرصود و عقدهء زمانى مخصوص محتجب و مكنون است ، لاجرم پيش از تحقّق « 6 » اين امر دريچه‌اى از عالم غيب مقابل مشاعر « 7 » افهام مىگشايند و مواجه روزنه‌هاى شبكهء ادراكات مىدارند . گاه در عالم شهود مىنمايند و گاه در عالم مثال ، كه تمثالى است از عالم ناسوت ، جلوه مىدهند تا بر شاهراه شوق اميدوار بوده منتظر ظهور نيّر مقصود و مترصّد طلوع نجم مسعود باشند ؛ چه ، انتظار شوق‌افزاست و شور دولت‌آرا ، و هر آنچه بعد از كشش و خواهش طالب وجود گيرد و بعد از انتظار و طلب حصول پذيرد آن را لذّتهاست كه در غير اين معنى صورت نبندد . و مصداق اين معنى [ 13 ] آنكه حضرت جهانبانى جنّت آشيانى از ظهور آن حضرت آگاه شده همواره بر خاك خاكسارى تارك انكسارى غبارآلود مىداشتند و فرق نياز بر آستان كعبهء حاجات نهاده و روى امّيد به سمت قبلهء
هامش
( 5 ) الف : هزار ( 6 ) الف ، ب ، م : تحقيق ( 7 ) ج : مشارع