تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
خردمند دوربين داند كه در هرچند مدّتى از وجود فرمانروايى كه به تأييدات ايزدى مؤيّد به سعادات سرمدى مستسعد باشد گريز نيست ، و هوشمند خبير شناسد كه اين دولت به نيروى بازوى معنوى است ، و مرد معامله فهم معلوم كند كه هرگاه چندين سال تربيت يابد لعل در مشيمهء معادن به بلوغ رسد ، تا لايق افسر شاهى تواند شد . اينچنين گوهر بىبها و جوهر يكتا - كه هيچ چيز بدان نماند - چندين امتداد قرون و دهور بايد كه پروردهء تربيت خاص باشد تابه مدارج ترقيّات به استعداد خود فايز گردد . دقيقه‌شناسان معامله‌دانى دريابند كه مقدار مدّت تأييد به اندازهء كثرت رعايا تواند بود چه ، هرچند كثرت بيشتر اختلاف و تباين در افزايش و عظمت خديو آن زمان ظاهرتر كه عالم و عالميان « 2 » را به دستيارى تأييد الهى بر فرق همّت گرفته ، فرق عالميان را از فساد نگاه مىدارد و كار جهان و جهانيان را به ياورى آگاهى سامان و سرانجام مىدهد ؛ و هرگاه به مقتضاى حكمت بالغه كارفرماى حقيقى خواهد كه نظام صورت و معنى و آبادانى ظاهر و باطن در دست فردى از افراد انسانى نهد ، مدّت تربيت اين [ 12 ] بزرگ حوصلهء بلند دريافت در انديشهء بشرى و دايرهء امكانى كجا گنجايش پذيرد . چنانچه روشندلان كارآگاه زمان ما اين دو عطيّهء كبرى از سواد پيشانى نورانى اين خديو جهان مىيابند و از كمال انصاف از شرح مناقب او به عجز اعتراف مىنمايند « 3 » و اين طايفه را همين دولت بس كه به مساعدت توفيق پذيراى اين دريافت گشته‌اند كه ادراك رتبه‌اى چنين خديوى اندازهء طاقت بشرى نيست و در احترام اين بزرگ والاقدر تعظيم قدرت الهى دانسته پرستش خداى خود مىنمايند و همگى همّت در تحصيل رضاى او ، كه هر آينه مشتمل بر گردآورى رضاى ايزد بيچون است ، مصروف دارند . كدام سعادت از اين نعمت بزرگتر است و كدام دولت از اين موهبت گزيده‌تر . و روشن ضمير دوربين ، كه چشم بصيرتش توتياى انصاف كشيده باشد ، به رهنمونى ستارهء « 4 » سعادت داند كه چندين هزار سال ، بطنا بعد بطن ، در مهد تربيت درآورده آلنقوا را طراز هستى بخشد تا شايان آن نور عالم‌افروز ، كه شرح آن
هامش
( 2 ) ج : بار عام و عالميان ( 3 ) الف ، د ، و ، م : مىگرايند ( 4 ) م : ندارد
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 25 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد