دولت روزافزونش كارنامهء ازمان « 23 » و ادوار شده ، طالع همايونش ديباجهء سعادت ثابت و سيّار نموده .
مثنوى
آن شهنشاه آسمان پايه * چتر اقبالش آسمان سايه
چمنآراى دانش و فرهنگ * پايهافزاىِ افسر و اورنگ
تختِ قدرش به دولت ارزانى * شخص بختش گشادهپيشانى
حضرتش قبلهگاهِ حقطلبان * رأفتش چشمهسار تشنهلبان
زير پا كرده از يك انديشى * تخت شاهى و نطع درويشى
نُه فلك بر مرادِ او دوّار * هفت اختر به كار او سيّار
بزم سازِ زمان به هشيارى * پاسبان جهان به بيدارى
مهر و كينش به بزم و روز درون * جامِ لبريزده ز بادهء خون
بيم خاقان ز گرمىِ خويش * و هم قيصر ز چين ابرويش
[ 8 ] آسمان جلوهء زمين تمكين * صاحب عقلِ كلّ ، جلال الدّين
هامش
( 23 ) م : از زمان