بسيار از مكمن بطون به مأمن ظهور آمده باشد .
هيچ مىدانى كه اين شعشعهء عالمگير به نفس نورانى كيست و قدم ميمنتسراى كه اين سعادت بخشيد ، اين به دولت نورانيّت و حقانيّت پادشاه عالمپناه زمان ماست ، يعنى آن شهنشاه معارف سپاه ، مظهر قدرت الهى ، مورد كرامت نامتناهى ، يگانهء درگاهء صمديت ، مقرّب بساط احديّت ، گوهر معدن شاهنشاهى ، فصّ خاتم يداللّهى ، فروغ خاندان گورگانى ، چراغ دودمان صاحبقرانى ، صاحب سرّ بيچونى ، وارث سرير همايونى ، مخترع قواعد كشورستانى ، غُرّهء ناصيهء صبح هدايت ، قرّهء باصرهء آفتاب ولايت ، گرامىساز گوهر آدم ، وليعهد نيّر اعظم ، انتخاب مجموعهء قضاوقدر ، مقدّمهء جنود فتح و ظفر ، لُبّ لبابِ امتزاج ليالى و ايّام ، زبدهء نتايج عناصر و اجرام ، چشم جهان جود و افضال ، خالِ رخسار سلطنت و اقبال ، قُوّه الظّهر شخص خلافت ، مسرّت الصّدر عدل و رأفت ، فروزندهء گوهر بخت بختيارى ، فرازندهء پايهء تخت و تاجدارى ، قدردان جوهر خردمندان ، قيمتشناس گوهر همّت بلندان ، گرهگشاى كار فروبستگان ، مرهمبند ناسور دلخستگان ، صاحبدل روشنراى ، جانبخش جهانپيراى ، روح مصوّر و عقل مجسم ، عالم جان و جان عالم ، روشنضمير حقبين ، طريقتپسند حقيقتگزين ، هشيار خرام دوام آگاهى ، بيدارنشين تخت صبحگاهى ، يكتاى خلوتكدهء نور ، نورافزاى نهانخانهء حضور ، عارف اطوار سبل ، كامياب صلح كل ، مورد غرايب كرامات ، صاحب اعالى مقامات ، محرم اسرار سفيدى و سياهى ، مظهر حقايق كونى و الهى ، بيناى روابط تقيدّى و اطلاقى ، داناى رموز انفسى و آفاقى ، منهل متعطّشان زلال وصال ، مقصد متحيّران طريق كمال ، مظهر نكات شگرف و معارف گرامى ، مورد علوم لدنّى و رموز الهامى ، محفلآراى سفر در وطن ، شمعافروز خلوت در انجمن ، زودرس ديرگير ، بسياربخش اندكپذير ، ديدهبان سفينهء كنمكن ، سفينهء درياى بىسروبن ، دقيقهشناس حفظ مراتب ، موىشكاف تقسيم رواتب ، فرخندهراى خجستهمنظر ، فرّخطالع بلنداختر ، بردبار گرانسنگ ، صاحبفرّ عالىفرهنگ ، خردآراى بخردنواز ، دوستپرورد دشمنگداز ، ملكگير عالمآراى ، عدوبند
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 16
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص١٦