تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨

مقدّمهء مؤلّف

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اللّه اكبر ! اين چه دريافتى است ژرف و شناختى شگرف كه حقيقت‌پذيران دقيقه‌رس و روشن‌ضميرانِ صبح‌نفس - كه باريك‌بينانِ جداول « 1 » آفرينش و پرگارگشايان لوحهء دانش و بينش‌اند - در تركيب عنصرى و پيكرِ هيولانى نقدى گرانمايه و گوهرى والاطبع - كه در كالبدِ قيمت نگنجد ، و ميزانِ قياس برنسنجد ، و به مِكيالِ گفت درنيايد و از مقياسِ انديشه بيرون باشد - غير از سخن كه نسيمى است متحرّك و هوايى متموّج ، نيافته‌اند ؛ و چرا چنين نباشد كه سرانجام دار الملكِ معنى بىدستيارى آن امكان نپذيرد و ( معمورى خراب‌آبادِ ) « 2 » صورت بىمددكارى آن در انديشه نگذرد . مثنوى « 3 »
اين چه سخن بود كه شد آشكار * پرده برانداخت ز هژده‌هزار
هامش
( 1 ) م : جدول ( 2 ) م : معمور خراب ( 3 ) م : شعر