تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
روز به قندهار براى طلب حميده بانو بيگم كسان فرستادند . بعد از آمدن حميده بانو بيگم جلال الدّين محمّد اكبر پادشاه را ختنه‌سور كردند و اسباب طوى سنّت را طيار مىكردند . . . و وقتى كه محمّد اكبر پادشاه پنج‌ساله شدند در شهر كابل ختنه‌سور كردند و در همان ديوانخانهء كلان طوى سنّت را دادند و تمام بازار را آيين بستند . . . بسيار طوىنغز و معركهء خوب گذرانيدند و به مردم خلعتهاى فاخر و سروپاهاى وافر عنايت فرمودند ، و مردم رعيّت و علما و صلحا و فقرا و غربا و شرايف . . . به عشرت مىگذرانيدند ( همايون‌نامه ، ص 77 ) . و در نهصد و پنجاه و سه سنّت ختان شاهزاده به وقوع آمد ( طبقات اكبرى ، ج 2 ، ص 65 ) . 161 ) گل از باغ برون شد : مادّه تاريخ فوت همايون شاه است برابر سال 963 قمرى . 162 ) خواجه معظّم : وى برادر حضرت مريم‌مكانى جوكى بيگم ، زن همايون پادشاه است : ( طبقات اكبرى ، ج 2 ، ص 66 ، تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 449 ) . 163 ) عسس : نگهبان شب و گشتى و پاسدار شهر در طول مدّت شب . گويند اوّلين كسى كه در جهان اسلام سمت عسس يافت عبد اللّه بن مسعود بود كه ابو بكر او را به مراقبت كوچه‌هاى مدينه در شب گماشت . عمر خطّاب به كمك اسلم - كه از موالى او بود - و همچين عبد الرحمن بن عوف شخصاً شبها به عنوان عسس در مدينه مىگشت : ( - دايرة المعارف فارسى ) . 164 ) سيخ جلو : احتمالًا شخ جلو بايد صحيح باشد ( - پاورقى ص 81 تذكرهء همايون و اكبر ، ترجمهء اكبرنامه به انگليسى توسط بيورج ، ج 1 ، ص 507 ) . 165 ) در تاريخ شاهى ( ص 324 ) و طبقات اكبرى ( ج 2 ، ص 72 ) صحبت از تاراج