تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
آن شوخ جفاپيشه دگر سنگ گرفته * گويا به من خسته رهِ جنگ گرفته
( مآثر الامرا ، ج 1 ، ص 384 به بعد ) . 151 ) شماسى : مراد شام اسبى قريه‌اى در سه كيلومترى اردبيل واقع در جادهء سراب - اردبيل است . 152 ) پادشاهان صفوى را شيخ‌زاده يا شيخ اوغلى و منسوبان و خويشاوندان آن سلسله را شيخاوند مىخواندند . سران اين طبقه چون با خاندان شاهى بستگى داشتند ، از تمام اميران قزلباش ممتازتر و محترم‌تر بودند و غالباً به مقامات بزرگ مانند وزارت ، مهردارى و رياست قورچيان شاهى و امثال آن منصوب مىشدند . ( - زندگانى شاه عباس ، ج 1 ، ص 178 ) . 153 ) درّة التاج لعزّة الدباج ، كتابى است به فارسى تأليف قطب الدّين محمود شيرازى ، كه آن را به خواهش امير دباج ، فرمانرواى گيلان تدوين كرده است ( بين سالهاى 693 و 795 ق ) . و آن مشتمل است بر خاتمه ؛ در فضيلت علم ؛ جملهء اوّل در علم منطق ؛ جملهء دوم در فلسفه ؛ جملهء سوم در علم اسفل يا طبيعى ؛ جملهء چهارم در علم اوسط يا رياضى ؛ جملهء پنجم در علم اعلى ؛ و خاتمه در اصول و فروع دين و حكمت عملى ( - : فرهنگ فارسى ) . 154 ) ملّا حيرتى : در سال نهصد و شصت و يك در كاشان داعى اجل را لبيك گفت . 155 ) ايشيك آقا ، ايشيك آقاسى يعنى تحت اللفظى « رئيس بيرون » ، در مقابل « رئيس اندرون » . ايشيك تركى است به معنى بيرون و كلمهء باشى هم كه معلوم است تركى است به معنى سر ، و مجازاً به معنى رئيس و بر آخر كلمات مفرده ( على خلاف