تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
ما تنتظر ) الحاق مىشود ، مثل حكيم‌باشى ، منجّم‌باشى و غيره . پس معنى تحت اللفظى « ايشيك آقاسىباشى » رئيس رؤساى بيرون است ( يادداشتهاى قزوينى ، ج 1 ، ص 152 ) . در عهد صفويه و قاجاريّه ، عنوان وزير تشريفات و سالاربار دربار پادشاه بود و تمام ايشيك آقاسيان تحت نظارت ايشيك آقاسىباشى عمل مىنمود ( زندگانى شاه عباس ، ج 2 ، ص 402 ) . 156 ) ترخان : كسى كه پادشاهان قلم تكليف از او بردارند و هر گناهى كند مؤاخذه نكنند ( - برهان قاطع ) 157 ) حيدر محمّد آخته بيگى از نديمان همايون پادشاه است . در شكست جنگ بلخ - كه اسب سوارى همايون پادشاه به زخم تير افتاد - او اسب خود را پيشكش نموده سرمايهء مفاخرت اندوخت . . . پس از جلوس اكبرى در هنگامهء هيموبقال به تردى بيگ خان پيوسته سردارى دست چپ به دو تعلّق گرفت . . . در سال هفدهم [ الهى ] به پايهء دوهزار و پانصدى رسيده بود . . . در سال نوزدهم به همراهى منعم خان خان خانان جهت تسخير بنگاله تعيّن گرديده در چهاونى جنّت‌آباد عرف گور - كه در سوابق ايّام دار الملك بود و پس‌تر ويران شده آب‌وهواى آنجا سميّت حاصل نموده عالمى خرمن هستى را به باد فنا داد - مطابق سنهء نهصد و هشتاد و سه هجرى سفر گزين ملك نيستى شد ( مآثر الامرا ، ج 1 ، ص 554 به بعد ) . 158 ) شب برات : مراد شب تولّد امام زمان ( عج ) ، پانزدهم شعبان سال هجرى قمرى است . 159 ) هر دو مادّه تاريخ بيانگر سال 952 قمرى است . 160 ) گلبدن بيگم در خصوص ختنه‌سوران اكبر شاه مىنويسد : « . . . بعد از چند