تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
146 ) بنا به نوشتهء مورّخان ايرانى ، به‌رغم صدور دستورات اكيد از جانب شاه طهماسب به سلطان احمد شاملو حاكم سيستان و محمّد خان تكلو حاكم خراسان جهت ترتيب مراسم استقبال شايان از همايون شاه و استقبال خود وى از شاه گوركانى ، شاه صفوى در امر مذهب بر اين پناهنده سختگيرى مىكرد و نمىخواست به وى كمك نظامى كند ، زيرا ، به قول دكتر عبد الحسين نوايى ، شاه طهماسب متعصّب نمىخواست به يك فرد غير شيعه يارى دهد و خون سپاهيان قزلباش شيعهء على ( ع ) را فداى اغراض سنّى حنفى مذهبى چون همايون نمايد . . . و اگر لطف و محبّت سلطان خانم [ سلطانه بيگم ، خواهر شاه طهماسب ] نبود ، چه بسا شاه گوركانى و همراهانش قتل‌عام شده بودند . . . و چيزى نمانده بود كه همايون از خير كمك دربار صفوى در گذرد و كار را به خدا سپارد ، ولى بيرام خان همواره او را نصيحت مىكرد كه باز هم ناز شاهانه را تحمّل كند . « 1 » تا سلطان خانم با قاضى جهان تدبيرى كردند و در موقعى مناسب يكى از رباعيّات همايون را در مدح على ( ع ) از نظر شاه طهماسب گذراندند :
هستيم ز جان بندهء اولاد على * هستيم هميشه شاد با ياد على
چون سرّ ولايت از على ظاهر شد * كرديم هميشه ورد خود نادعلى « 2 »
شاه طهماسب از شنيدن اين رباعى بىنهايت شادمان شد و تصميم گرفت به دو كمك كند . ( ايران و جهان . . . ، ص 191 به بعد ؛ نيز - : منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 445 ) . 147 ) در ديگر منابع تاريخى كه در اين عصر در هندوستان نوشته شده ، اين محلّ به صورتهاى مختلف آمده است . از جمله در تذكرهء همايون و اكبر به صورت ساوق يلاق . همچنين بيورچ در ترجمهء اكبرنامه آن را به صورت سوج بلاق آورده كه به احتمال قوى صحيح مىنمايد ؛ زيرا سوج به معنى سرد و بلاق به معنى چشمه است ، و نيز بيلاق و بيلق به معنى باغ است - ( تذكرهء همايون و اكبر ، پاورقى ص 33 ) .
هامش
( 1 ) . بيرام خان كه خود شيعه بوده ، علاوه بر دلدارى همايون شاه ، نزد شاه طهماسب مىرود و مىگويد كه ناسازگارى برادران همايون با او به اين خاطر بوده كه او را شيعه مىدانستند ( داستان تركتازان هند ، ج 2 ، ص 170 ) . ( 2 ) . يعنى دعاى معروفى كه با اين عبارت شروع مىشود : نادعليّاً مظهر العجايب تجده عوناً لك فى الغرايب .