تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 66

مساهمون:

صمقدمه ٦٦
يخ مالان رفتن - از روى يخ ليز خوردن پاتابه گشودن - كنايه از سفر بازآمدن و اقامت كردن است . ترازو شدن كارزار - برقرار بودن جنگ چراغ پا شدن - كلّه معلّق شدن خاك بها شدن - بىارزش شدن خردى باز - از زمان كودكى و اين جملهء ظريف و لطيف : « بسيارى از مردان نبرد گلگونهء زخم بر رخسارهء شجاعت مىزدند . » شيخ ابو الفضل با به كار بردن لغات تركى و مغولى در اكبرنامه ، كاربرد الفاظ عوام‌پسند و متداول آن زمان را در اختيار خوانندگان و محققان فن قرار مىدهد ، اينك چند نمونه : اوقچى - تيرانداز جُلدوى - انعام چُول - صحرا شُنقار شدن - لغت جغتايى است به معنى مردن سلاطين چپقُلَش - جنگ با شمشير آتاليق - پدرى ، لله‌گى قُول - قلب سپاه ييل - سال باشليق - سرگروه گول - استخر مُشتُلُق - مژدگانى يزنه - داماد جرانغار - طرف چپ بُرانغار - طرف راست