يخ مالان رفتن - از روى يخ ليز خوردن
پاتابه گشودن - كنايه از سفر بازآمدن و اقامت كردن است .
ترازو شدن كارزار - برقرار بودن جنگ
چراغ پا شدن - كلّه معلّق شدن
خاك بها شدن - بىارزش شدن
خردى باز - از زمان كودكى
و اين جملهء ظريف و لطيف : « بسيارى از مردان نبرد گلگونهء زخم بر رخسارهء شجاعت مىزدند . »
شيخ ابو الفضل با به كار بردن لغات تركى و مغولى در اكبرنامه ، كاربرد الفاظ عوامپسند و متداول آن زمان را در اختيار خوانندگان و محققان فن قرار مىدهد ، اينك چند نمونه :
اوقچى - تيرانداز
جُلدوى - انعام
چُول - صحرا
شُنقار شدن - لغت جغتايى است به معنى مردن سلاطين
چپقُلَش - جنگ با شمشير
آتاليق - پدرى ، للهگى
قُول - قلب سپاه
ييل - سال
باشليق - سرگروه
گول - استخر
مُشتُلُق - مژدگانى
يزنه - داماد
جرانغار - طرف چپ
بُرانغار - طرف راست
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 66
مساهمون: ابو الفضل مبارك
صمقدمه ٦٦