چند تايى نيز لغت هندى ، از جمله : كُروه به معنى « ثلث فرسنگ » و لك به معنى « صدهزار » ، در متن اكبرنامه ديده مىشود . قابل ذكر است كه بر خلاف ادبيات متكلفانهء رايج در اين زمان ، جملهء عربى ، ابيات عربى و . . . در اين كتاب ديده نمىشود ، الّا در نامهاى از اكبر شاه به سال 994 ق .
خطاب به شاه ازبك ، كه در آن شاه دو بيت عربى از « اجلّهء اكابردين » را در تبيين كلام خويش مىآورد :
قيل انّ الا له ذو ولد * قيل انّ الرّسول قد كهذا
مانجا اللّه و الرسول معاً * من لسان الورى فكيف انا
اكبرنامههاى ديگر
به غير از اكبرنامهء شيخ ابو الفضل كه به نوبهء خود دايرة المعارفى است از سياست ، اقتصاد ، كشوردارى ، فرهنگ و هنر و آداب و رسوم سرزمين هند در طول مدت بيش از پنجاه سال ؛ كتب ديگرى به همين عنوان در فهارس و كتابشناسيها به چشم مىخورد كه در اينجا به پارهاى از آنها اشاره مىشود :
1 ) اكبرنامه يا تاريخ اكبر پادشاه ، تأليف شيخ الله داد فيضى سرهندى ( به سال 1010 ق ) . خود مؤلّف عنوانى به كتاب خود نداده است .
نسخهاى از اين اكبرنامه در موزهء بريتانا نگهدارى مىشود .
2 ) اكبرنامه ( منظوم ) ، از مولانا حميد اللّه كشميرى ، متخلّص به حميد حماسهاى است ملّى در برابر انگليسىها ، در توصيف محمّد اكبر خان .
دو نسخه از اين اكبرنامه در پيشاور ( دار العلوم اسلاميه ) و در بمبئى ( انيورسيته ) و سومى در دانشگاه تهران ديده شده است .
3 ) اكبرنامه ، تاريخ سلاطين گوركان ، تأليف لچهمين نراين ( زنده در