خمسهء نظامى را نثر كرده . . . » « 1 » .
مؤلّف در مواقع استثنايى به علّت گسيختن ارتباط مطالب از هم - كه به دليل گسترده بودن مطالب گهگاه پيش مىآيد - با جملهء « سخن كجا بود ، به كجا كشيد » رشتهء كلام اوليّه را در دست مىگيرد . وى جهت بيان دقيق مطالب خويش گاه از امثال و حكم متداول زبان فارسى سود مىبرد . و به عنوان مثال در توصيف قراچه خان ، سردار همايون پادشاه كه بعداً عليه همايون عصيان مىكند ، مىنويسد : « به مقتضاى كمخردى كه لازم حال طويل قامتان بىاعتدال است . . . . » و نيز پارهاى از امثال را با تغيير دادن شكل كلامى آن مورد استفاده قرار مىدهد ، مثل : « مگسان دكانچهء حلوايى » .
علاوه بر اينها ، سرتاسر چهار جلد كتاب پر است از تركيبات جالب و خواندنى كه به نوبهء خود بيانگر غناى زبان شيرين فارسى است .
اينك چند نمونه :
زبانگيرى كردن - جاسوسى كردن
به قدغن مأمور شدن - مأموريت فوق العاده داشتن
زمان زمان - پىدرپى
چيدهچيده - گروهگروه ، دستهدسته
گذربندى كردن - سّد راه نمودن
پى غلط كردن - رد گم كردن
كهنهعملگى - حرمت نان و سفره را نگاهداشتن
نيمكشته - نيمهجان
شيرك شدن - جسارت كردن
دلباى دادن - ترسيدن ، جازدن
شكم روى داشتن - اسهال داشتن
هامش
( 1 ) . مآثر الامرا ، ج 2 ، ص 622 .