تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 65

مساهمون:

صمقدمه ٦٥
خمسهء نظامى را نثر كرده . . . » « 1 » . مؤلّف در مواقع استثنايى به علّت گسيختن ارتباط مطالب از هم - كه به دليل گسترده بودن مطالب گه‌گاه پيش مىآيد - با جملهء « سخن كجا بود ، به كجا كشيد » رشتهء كلام اوليّه را در دست مىگيرد . وى جهت بيان دقيق مطالب خويش گاه از امثال و حكم متداول زبان فارسى سود مىبرد . و به عنوان مثال در توصيف قراچه خان ، سردار همايون پادشاه كه بعداً عليه همايون عصيان مىكند ، مىنويسد : « به مقتضاى كم‌خردى كه لازم حال طويل قامتان بىاعتدال است . . . . » و نيز پاره‌اى از امثال را با تغيير دادن شكل كلامى آن مورد استفاده قرار مىدهد ، مثل : « مگسان دكانچهء حلوايى » . علاوه بر اينها ، سرتاسر چهار جلد كتاب پر است از تركيبات جالب و خواندنى كه به نوبهء خود بيانگر غناى زبان شيرين فارسى است . اينك چند نمونه : زبان‌گيرى كردن - جاسوسى كردن به قدغن مأمور شدن - مأموريت فوق العاده داشتن زمان زمان - پىدرپى چيده‌چيده - گروه‌گروه ، دسته‌دسته گذربندى كردن - سّد راه نمودن پى غلط كردن - رد گم كردن كهنه‌عملگى - حرمت نان و سفره را نگاه‌داشتن نيم‌كشته - نيمه‌جان شيرك شدن - جسارت كردن دل‌باى دادن - ترسيدن ، جازدن شكم روى داشتن - اسهال داشتن
هامش
( 1 ) . مآثر الامرا ، ج 2 ، ص 622 .