مقدّسى كه مرغاب را رود مروين ، يعنى دو مرو ، ناميده است ، گويد كه اين رود تا مرو عليا [ مرو كوچك ] جريان يافته پس به مرو سفلى [ مرو بزرگ ] مىرود . ياقوت نيز گويد رود مرغاب را رزيق مىگويند . همچنين گويد اين اسم را غالباً به اشتباه زريق مىگويند . اين واژه در جهاننماى چلبى به صورت زربق ضبط شده است . ( نقل به اختصار از لسترنج ، ص 423 به بعد )
44 ) « عبيد اللّه خان اوزبك ، پسر محمود سلطان و برادرزادهء شيبك خان [ مقتول در 916 در مرو به دست شاه اسماعيل اوّل ] است . وى مردى سختكوش ، دلير ، سنگدل و در تسنّن بسيار متعصّب و در قتل و غارت بىپروا بود . وى بعد از غلبه بر امير يار اجمد خوزانى [ نجم بيگ ] سردار مغرور و بىتدبير قزلباش ، جانى تازه يافت و پس از مرگ ابو سعيد خان ، پسر كوچونچى خان پسر ابو الخير خان ، در سال 939 قمرى عنوان سلطنت يافت و در 946 قمرى درگذشت . » ( شاه طهماسب صفوى ، ص 45 )
45 ) مراد امير يار احمد اصفهانى خوزانى ملقّب به امير نجم ثانى است كه بنا به قول محمود بن خواندمير « . . . وكيل و صاحب اختيار و سركار شاهى بود » و به دستور شاه طهماسب جهت دفع بابر شاه - كه علىرغم امدادهاى شاه طهماسب در گرفتن سمرقند و بخارا داعيهء استقلال و مخالفت داشت - عازم ماوراء النهر شد ، ولى به محض شنيدن خبر استيلاى مجدّد عبيد اللّه خان اوزبك بر سمرقند و بخارا و متحصّن شدن بابر در حصار شادمان ، تصميم گرفت اوّل اقدام به دفع امراى اوزبك نمايد و بعد كار بابر را يكسره نمايد ، لذا امير محمّد بن امير يوسف - يكى از اكابر هرات - را به طلب بابر فرستاد تا به اتّفاق هم كار اوزبك را يكسره كند . ولى بهطورىكه از فحواى متون تاريخى دورهء صفوى برمىآيد ، به دليل كجرفتارى امير نجم با سپاهيان بىحدّوحصر خويش و غرور و تكّبر بىاندازهاش ، در اين يورش شكست خورده و خود دستگير شد و به اشارت عبيد اللّه خان به قتل رسيد . ( نقل به اختصار از تاريخ شاه طهماسب محمود بن
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 560
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٥٦٠