درگذشت » .
39 ) جملهء « شش محرّم » كه مجموع حروفش بر حسب ابجد برابر است با سال 888 ، سال تولّد بابر پادشاه است . جالب اينكه مادّه تاريخ « شش شوّال » كه برابر است با سال 937 ، سال فوت وى است .
40 ) مراد خواجه ناصر الدّين عبيد اللّه بن محمود شاشى ملقّب به خواجه احرار ( 806 - 895 ق ) پيشواى سلسلهء نقشبنديه و ممدوح و مراد مولانا جامى است .
41 ) « وى پسر سلطان ابو سعيد [ تيمور ] است كه از جانب پدر حكمران ناحيهء كوچك فرغانه بود ، تا اينكه بر اثر سقوط از كبوترخانه درگذشت و پسرش بابر به جاى وى نشست . و اين ابو سعيد همان است كه در طلب ملك موروثى به آذربايجان رفت ، ولى به دست سپاهيان اوزون حسن گرفتار و به قصاص قتل گوهرشاد آغا به فرمان يادگار محمّد ، نوهء ميرانشاه پسر بزرگ تيمور بود » « 1 » ( ايران و جهان . . . ، ص 490 )
42 ) پاورقى متن : « اين عبارت [ عمزادههاى آن حضرت مىشدند ] نزد اهل زبان هر آينه موجب ريشخند باشد . تعجّب است از ابو الفضل علّامى كه با آن تتبّع اينچنين نويسد و ترجمهء زبان هندى كند . اهل زبان اينجا چنين نويسند كه عمزادههاى آن حضرت بودهاند يا مىباشند و عمزاده بوده يا بوده است يا مىباشد . محمّد طاهر نصرآبادى اصفهانى در احوال قاسم خان نوشته كه همدامان جهانگير پادشاه بوده . »
43 ) مرغاب : ابن حوقل مدعى است كه اين محلّ در اصل مروآب بوده است ، ولى اصطخرى گويد كه مرغاب اسم محلّى است كه آن رود از آن سرچشمه مىگيرد .
هامش
( 1 ) . گويا در ميان فرزندان و نبيرگان تيمور ، سه عمر شيخ نام بودهاند : يكى فرزند خود تيمور ؛ ديگرى نبيرهء او كه پسر پير محمّد بوده است ؛ و ديگرى پسر ابو سعيد . ( داستان تركتازان هند ، ج 2 ، ص 7 )