34 ) فناكت يا بناكت ، معرّب پناهكت ( كد ) ، نام قديم تاشكند ، پايتخت ازبكستان است .
35 ) خجند : « يكى از شهرهاى جمهورى ازبكستان در كنار سيحون ، كه امروز استالينآباد خوانده مىشود . ابن حوقل خجند را شهرى بسيار قشنگ شمرده و گويد اهالى اين شهر قايقها و كشتيهايى دارند كه به وسيلهء آنها روى رود سيحون سفر مىكنند » ( لسترنج )
36 ) اشاره است به پيروزى شاه اسماعيل اوّل بر سپاه اوزبك ( سال 917 ) و كشته شدن شيبك خان اوزبك ( در اين مورد - تاريخ عالمآراى عباسى ؛ احسن التواريخ ، ذيل وقايع سال 917 ) .
37 ) قندز : لسترنج در خصوص اين شهر مىنويسد : « . . . نه او [ ياقوت حموى ] و نه جغرافىنويسان قديم ديگر از قندز - كه بىشك مختصر قهندز و در زبان فارسى به معنى قلعه است - اسمى نبردهاند » . ( ص 455 ) ، و شادروان مصاحب آن را از شهرهاى شمالى افغانستان ، در ناحيهء قطغن ، شمال رود قندوز - كه از كوههاى هندوكش سرچشمه گرفته به جانب شمال جارى است و به آمو دريا مىريزد - ناميده است .
38 ) شرح خلاصى خانزاده بيگم از دست شيبك خان - به همّت شاه اسماعيل صفوى - و رسيدن وى در قندوز پيش برادر خويش بابر پادشاه ، در كتاب بابرنامه به تلخيص بيان شده است . بابر در اين كتاب مىنويسد : « . . . الحق شاه اسماعيل بسيار جوانمرد بود . بيگم در قندز آمده به من همراه شد و امتداد مفارقت به ده سال رسيده بود » . گويا خانزاده بيگم در مدّت اسارت از شيبك خان صاحب پسرى هم شده است : « خرّم شاه نام و مقبول و خوبروى » كه بعد از مرگ شيبك خان ( 917 ق ) « به دو سال
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 558
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٥٥٨