25 ) پاورقى متن :
نهاديم نام تو چنگيز خان * از اين پس تو خود را تموچين مخوان
همه كس ورا اينچنين خواندند * بدان نام نيك آفرين خواندند
از آن رو كه معنّى چنگيز خان * بود « شاه شاهان » به تورى زبان
( من ظفرنامه )
26 ) مراد از آمويه رود جيحون است كه بنا به تحقيق لسترنج در اواخر قرون وسطى ، يعنى مقارن دورهء هجوم مغول ، نام جيحون و سيحون از استعمال افتاد و به جاى رود جيحون آمويه يا آمودريا ، و به جاى رود سيحون واژهء سير دريا معمول شد .
ياقوت حموى و حافظ ابرو نيز در اين خصوص مىگويند : « آمل و آمويه ، نام دو شهر از بلاد ماوراء النهر خراساناند در كرانهء رود جيحون » .
27 ) رشيد الدّين فضل اللّه در مورد اين قوم مىنويسد : « اين قوم بيشتر در شهر و ديه مىنشستهاند ، ليكن لشكرى عظيم و بغايت جنگى بودهاند و با چنگيز و اروغاو جنگهاى بسيار كردند . و سرور و پادشاه ايشان را لونك شادرغو خواندهاند . . . » ( جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 102 ) . به احتمال قوى تلفّظ صحيح آن تنگغوت - تنغوت بايد باشد . ( تاريخ مغول ، اقبال آشتيانى ، ص 7 ) .
28 ) « قوم اويغور يكى از قبايل تاتارند كه در حوضهء علياى نهر ارقون ، از شعب شط آمور ، و دامنههاى جبال قراقروم [ بلنوئى حاليه ] سكونت داشتند و مثل ساير طوايف مغول به بيابانگردى سر مىكردند » ( تاريخ مغول ، ص 16 ) . « تركان اويغور - كه به آيين مانوى اعتقاد داشتند و بر روى هم متمدّنترين اقوام ترك و مغول بودند - مسكنشان شمالشرقى تركستان شرقى حاليه و شمال درياچهء لبنور و نهر تاريم ، يعنى شهرهاى تورفان و بيش باليغ [ گوچن حاليه ] و برقول و فرهشهر بوده » ( تاريخ مغول ، ص 8 ) .