سال مذكور در سليم گدهه - كه بر سمت شمالى دار الملك دهلى بر كنار آب جون واقع شده - نزول اجلال فرمودند ، و در چهارم اين ماه درون شهر مستقرّ اورنگ خلافت شد .
در اينروز در اثناى راه حضرت شاهنشاهى نورپرورد اقبال فروغ باصرهء خلافت نيله گاوى را به شمشير زده شكار فرمودند ، چنانچه حيرتافزاى اهل شكار شد ، و اصحاب دريافت بر شكار مقصود اعلى نشان يافته كامياب مسرّت گشتند . حضرت جهانبانى كه از ابتداى اين سفر مبارك تا رسيدن به دهلى و فتح هندوستان ترك تناول حيوانى فرموده به توجّهات روحانى استفتاح مىنمودند ، امروز كمال انبساط به جاى آورده حكم شد كه از گوشت آن نيله گاو پارهاى را خشك كرده نگاه دارند ، كه چون بعد از رمضان به حيوانى ميل فرماييم اوّل از اين گوشت تناول خواهيم فرمود . و سجدههاى شكر به جاى آوردند . و جميع ملازمان عتبهء خلافت به مناصب عالى و جايگيرهاى لايق شرف افتخار يافتند .
سركار حصار و آن نواحى به جابگير ملازمان حضرت شاهنشاهى مقرّر شد . تفألگيران كارآگاه اين را حصار حوادث روزگار دانسته مجدّدا به دولت روزافزون آن حضرت فال گرفتند : بيرام خان را سركار سهرند و ديگر پرگنههاى متفرّقه عنايت شد ؛ تردى بيگ خان را به ميوات فرستادند ؛ سكندر خان را به آگره ؛ عليقلى خان را به سنبل ؛ حيدر محمّد خان آخته بيگى را به جانب بيانه - كه نزديك به دار الخلافهء آگره واقع است - تعيّن فرمودند . و به ميامن قدوم پادشاهى و بركات انتظام آن خديو صورت و معنى ، هندوستان بوستان دولت و سعادت گشت و طبقات عالميان و طوايف خلايق كامياب گشتند .
آن حضرت در قلعهء دهلى بوده پيوسته به مرضيّات الهى بسر مىبردند و گلشن سلطنت را به جويبار دادودهش [ 352 ] آب مىدادند و همواره فرمانبردارى خالق و كامروايى مخلوق پيشنهاد همّت و الا ساخته سريرآراى خلافت بودند .
از سوانحى كه در آن ايّام موجب مزيد سرور باطن اقدس شد ، آمدن شاه ولى اتگه بود از دار الاقبال كابل ، كه خبر سلامتى مخدّرات تتق عصمت آورد و خصوصيات احوال به عرض اقدس معروض داشت و مژدهء مسرّتبخش رسانيد كه
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 515
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٥١٥