خلاصهء مقال آنكه آن حضرت براى تعليم نيازمندى ارباب صورت و احراز مراتب سپاسدارى بر شكر معنوى اكتفا نفرموده به سپاس ظاهرى پرداخته سجدات نياز ايزدى به جاى آوردند . اگرچه در اين مراتب گذشته - كه فتح هندوستان شد - فتح حضرت گيتىستانى فردوس مكانى كارنامهاى بود - چنانچه سابقاً گذارش يافت - امّا هوشمند لبيب داند كه مثل اين نادره كار نبود . فى الواقع از اينگونه فتح كه به اندك كسى با چندين غنيمى بخششى بود و الا از درگاه كبرياى الهى در زمان باستانى كمتر نشان دادهاند .
مقارن اين فتح باد و باران از اندازه بيرون شد . از اين جهت كه باعث هلاكت گروهى انبوه از ستمپيشههاى كافرنعمت بود ، از مقدّمات اقبال اولياى دولت توان دريافت و از آيات [ 350 ] ادبار ارباب خلاف توان دانست ، امّا از آن جهت كه تعاقب اين فرار نمودهها را مانع آمد تا به هزار جانكندن خود را از مهلكه نجات توانستند داد ، از قسم اهمال و امهال آن گروه بختبرگشته توان شمرد .
چون به تأييد ايزدى اينچنين موهبتى كبرى به ظهور آمد ، آن حضرت بر مسند دادودهش نشسته اندازهء كار مخلصان جانسپار و خدمت هر كدام از فداييان جاننثار امتياز فرموده ، براى ظهور جوهر مخلصان از خزف ريزهء خدمتفروشان سخن در ميان آوردند كه اين فتحنامه به نام كه نوشته شود . و حكم شد كه هر كدام مبلغ دريافت خود را به موقف عرض مقدّس رساند . شاه ابو المعالى كه سرمست بادهء غفلت بود از بىفكرى ارادهء آن كرد كه منشور اين فتح شگرف به نام او شود .
بيرام خان - كه درآمدن هندوستان را به سعى خود مىدانست و تا زمان فتح بر خلاف جمهور مردم موافقت راى جهانآراى حضرت جهانبانى نموده در تسخير اين ممالك و استيصال مخالفان اهتمام مىكرد - جدا خارخار اين داشت كه فتحنامه به اسم او طراز امتياز يابد .
دوربينان كارگاه معنى كه فتح را از ميمنت و اقبال حضرت شاهنشاهى نورپرورد الهى مىدانستند ، گوش هوش و چشم نظّارگى بازداشته تماشاى سخنوران مىكردند . و معاملهفهمان انصافگزين اين فتح بزرگ را در روز نوبت
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 513
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٥١٣