ظهور كرامت عليا و بشارت عظمى از حضرت شاهنشاهى و ديگر سوانح اقبال
هرچند حضرت شاهنشاهى صغر سن را نقاب خود داشته « 1 » در پردهآرايى مىبودند ، امّا ايزد جهانآرا چون مىخواهد كه حال معنوى اين بزرگ زمان ظاهر گردد بىاختيار امور بديعه - كه هر يك شاهدى است عدل بر علوّ استعداد و سموّ فطرت - به عالم ظهور مىشتابد .
از جملهء خوارق عادات كه در آن ايّام از حضرت شاهنشاهى - كه باطن فيض مواطنش مظهر اسرار الهى و ظاهر قدسى مظاهرش مصدر انوار نامتناهى است - به ظهور آمد ، آن است كه آن حضرت بر بالاى بامى از شهر برآمده نظر اقليمگشاى خود را بر لشكر مخالف انداخته تماشا مىفرمودند . لشكرى با آن عظمت كه شكست آن در انديشهء كس نگذرد فرمودند كه در چند مدّت اين را مردم ما تارج خواهند كرد . حاشيهنشينان بساط عزّت كه به دوربينى « 2 » امتياز داشتند و بارها از آن نورپرورد الهى خوارق عادت و بدايع كرامات مشاهده كرده بودند ، از اين نويد مسرّت فرجام خوشوقت شده زبان به شكر ايزدى گشادند .
آرى امثال اين امور بر عادتپرستان عالم صورت بعيد مىنمايد ، امّا
هامش
( 1 ) در اكثر نسخه : دانسته
( 2 ) در اكثر نسخه : به دوربينى و پيشبينى