مهتر جوهر خزينهدار اين صوبه باشد . و شب هفتم رجب سال مذكور بود كه سواد عرصهء سهرند به موكب پادشاهى نورپذير شد . امراى اخلاصپيشه به سعادت ملازمت افتخار يافته كوس شادمانى زدند .
پانزده روز امراى شجاعت آيين در مقابلهء چنين لشكر گران نشسته قلعهدارى مىكردند كه طلوع رايات جهانتاب شد . در باغى كه نزديك شهر بود سراپردهء اقبال زدند و آداب نبرد بر وجهى كه سزاوار باشد قرار داده عساكر منصوره را چهار قسم فرمودند : يكى به نام گرامى حضرت جهانبانى اختصاص يافت ؛ ديگرى به اسم والاى حضرت شاهنشاهى سعادتپذير شد ؛ ديگرى را به شاه ابو المعالى ؛ و ديگرى را به بيرام خان معيّن ساختند .
هر يك از صفوف لشكر اقبالپيوند كمر اجتهاد به ميان جان بسته مساعى جميله به جاى مىآوردند و بهادران جاننثار جانفشانيها مىنمودند و همواره از طرفين مردان نبردآزماى به جام تيغ شربت واپسين مىكشيدند . و از جانبين از راه مردى و مردمى معمول شده بود كه فداييان جانسپار را به احترام و تعظيم به مردم ايشان برده مىسپردند .
كوتهبينان اسباببين كثرت عساكر مخالف و قلّت لشكر پادشاهى را ديده به انديشههاى ناصواب خدوك دلهاى ساده مىشدند ، و دوربينان مسبّبدان نقوش فتح و نصرت از پيشانى احوال اولياى دولت خوانده روزبروز در همّت افزوده باعث مزيد ثبات پايى خلايق مىگشتند ؛ على الخصوص ذات مقدّس حضرت جهانبانى - كه جهان تمكين و اطمينان بودند - هر كدام را به طرز مناسب دل مىدادند و جان مىبخشيدند [ 347 ] .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 508
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٥٠٨