رسيد افغانان گريختن را صلاح وقت خود دانستند و به واسطهء منازعتى كه در ميان لشكر نصرتپيوند پديد آمد اسباب و اموال نفيس خود را با نقد جان همراه به در بردند .
اندكى از آن سرگذشت آن است كه تردى بيگ مىخواست كه پيشتر رفته به افغانان گريخته خود را برساند ، بيرام خان صلاح در آن نديده رخصت نمىداد .
تردى بيگ خان به جهت اين معنى بالتو خان را پيش بيرام خان فرستاد كه به هر نوعى كه باشد رخصت حاصل كند . بالتون خان آمده پيغامگذارى نمود . خواجه معظم سلطان درشت پيشآمده دشنامى چند داد . بالتو خان نيز جوابهاى سخت گفت . خواجه شمشير انداخت كه به دست بالتو خان رسيد .
چون اين خبر به مسامع عليّه رسيد پيوست منشور نصيحت نگارش فرموده تمامى سخن را حواله به تقرير افضل خان نمودند . او رفته شرايف كلمات و نصايح هوشافزاى پادشاهى را به امرا رسانيد . انجمن صلح و صلاح فراهم آورد .
بيرامخان در جالندهر طرح اقامت انداخت و هر كدام را پرگنههاى نواحى جدا ساخته جابجا تعيّن نمود . سكندر خان چون به ماچهيوار نامزد گشت آنجا رفته قابو خيال كرده پيشتر روان شد و سهرند را به تصرّف خود درآورده اموال و اسباب فراوان به دست او افتاد .
در اين اثنا تاتار خان ، حبيب خان ، نصيب خان ، مبارك خان و جمعى كثير از لشكر افغان از دهلى رسيده آمدند . سكندر خان در سهرند بودند صلاح حال ندانسته به جالندهر آمد . بيرام خان اين معنى را مناسب دولت خيال نكرده برآشفت كه بايستى پاىثبات و مردانگى را محكم ساخته در حراست سهرند اهتمام مىنمود و ما را خبر مىكرد .
بعد از گفتگوى بسيار امراى عظام اعتصام به فتراك اقبال ابدپيوند پادشاهى نموده از جالندهر پيشتر روان شدند . چون به حدود ماچهيواره اتّفاق نزول افتاد تردى محمّد خان و اكثر مردم صلاح در گذشتن آب ستلج نمىديدند كه چون موسم باران نزديك رسيده لايق دولت آن است كه گذرها را استحكام داده توقّف نماييم . چون شدّت باران سپرى شود و هوا رو به اعتدال نهد از آب
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 505
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٥٠٥