خزاين شير خان و سليم خان به دست هيمو افتاد . او در متمتعّات جسمانى و مستلذّات نفسانى فرو رفت و كارش از روى ظاهر بالا گرفت .
در اين ميان او را با ابراهيم [ 340 ] مذكور و ساير ارباب خلاف محاربات روى داد و همه جا غالب آمد . با وجود آنكه سوارى اسب نمىدانست و همواره او را بر صندوق فيل بار كرده مىبردند ، به وسيلهء جرأت و جسارتى كه داشت زرهاى مفت به دست افتاده را بىتحاشى صرف مىكرد و كارهاى شگرف - كه در انديشهء اهل روزگار نگذرد - پيش مىبرد . چون در حوالى آگره سكندر استقلال يافت ، او به جانب بهار و بنگاله روان شد .
خضر خان - ولد محمّد خان - به جاى پدر نشسته نام بزرگى بر خود بست و خود را به سلطان جلال الدّين ملقّب بىمعنى ساخته در انتظام بنگاله همّت گماشت . مبارز خان و هيمو قصد بنگاله داشته شطرى از اوفات به دفع مخالفان خود اشتغال نمودند .
و تفاصيل اين سوانح - كه گراى گفتن نكند - در نهانخانهء اهمال گذاشته به مقصود اصلى مىرود .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 499
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٤٩٩