تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
پيمانهء عمر سليم خان پر شد و نوبت رياست تبه‌كاران هندوستان به مبارز خان مذكور - كه پسر عمّ سليم خان بود - قرار گرفت ، اين مرد را بى خبر از كار جهان يافته جميع كارخانهء حكومت در پيش خود گرفته به امارت عظمى رسيد . و از مبارز خان كه در افواه و السنه به عدلى اشتهار دارد جز نامى نماند . نصب و عزل و دادوستد از پيش خود گرفت . و از دوربينيها كه داشت خزاين شير خان و سليم خان و فيلخانهء آنها را به دست آورد و در پراكنده ساختن اندوخته‌هاى آنها بىمحابا دست دراز كرد . زربندهاى پست‌فطرت معامله‌نافهم او را پرستش نموده در رواج كار او سعى مىكردند . روزى چند به خاطب نسبت‌رايى سر نخوت برافروخت و لختى اسم راجگى بر خود بسته به همنامى راجه بكر ماجيت‌كلاه كج‌نهاد و ، از تهىمغزى و كوته‌حوصلگى ، نام بزرگان بر خود بست و از دورانديشى نام سلطنت بر عدلى ابقا نموده با مخالفان او محاربات عظيم كرد ، و از جرأت و جسارتى كه داشت فيروز جنگ آمد و كارنامه‌هاى شگرف در مراسم پيكار از او به ظهور پيوست . به شجاعت و كار سر كردن زبانزد مردم شد ، تا آنكه رفته‌رفته كار او به جايى كشيد كه روى جرأت و جلادت به جانب موكب عالى حضرت شاهنشاهى آورد . چون ذاب مقدّس معيار جميع نيك‌ذاتان و بدنهادان است عيار اين قلب گرفته آمد و به انوار عدل جهان‌افروز ظلمت وجود او فرونشست - چنانچه به جاى خود گذارش خواهد يافت . و چون از هزار يكى از احوال خسران مآل هيمو گفته آمد ، اكنون به شرح تتمهء احوال هندوستان مىپردازد كه چون مهمّات خلق به مبارز خان مذكور قرار يافت ، كار هندوستان از آنچه بود بيشتر [ 339 ] مختل شد . الحق اين پدر و پسر در انتظام اسباب روزگار سليقهء موافق داشتند . حيف كه در حرام‌نمكى و كافرنعمتى زندگانى خود را پدرود كردند . اگر اين دو كس از ملازمان عتبهء عليّهء اقبال حضرت شاهنشاهى بوده خدمت بارگاه معلّى به پدر مفوّض مىشد و اهتمام سرحدّها به پسر او نامزد