تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
اردوى ظفر قرين بود - پيش سلطان آدم فرستادند [ 327 ] كه پايهء قدر او را به ادراك بساطبوس سربلند گرداند . و به ميرزا نيز نصايح و مواعظ هوشمندانه - كه زنگ خلاف و شقاق از آيينهء دل او بزدايد - خاطرنشان سازد . بعد از آنكه رايات اقبال از آب سند عبور فرمود اثرى از سلطان آدم به ظهور نيامد . همانا كه انديشه‌هاى زميندارانهء ناصواب پيرامون خاطر او مىگشت . آن حضرت منعم خان را پيش او فرستادند كه به سخنان دلاويز دلاسا نموده پيشتر به ملازمت آورد و به ميرزا نيز سخنى چند كه راهبر سعادت او بود رساند و مكنونات ضماير ايشان را از چهرهء حال تفرّس نموده حقيقت خبيّات سراير را معروض دارد . منعم خان رفته كارنامهء دانش خود به ظهور آورد و بعد از افسون و افسانه سلطان آدم ميرزا را همراه خود گرفته در نواحى پرهاله به دولت زمين‌بوس شرف امتياز يافت . آن حضرت شب را زنده داشته انجمن‌آراى عشرت شدند . ميرزا كامران با جود چندين جرايم - كه هر يكى مستوجب عقوبت عظمى تواند بود - مشمول انواع التفات شد . جميع امراى دولتخواه و دانشوران خيرانديش به موقف عرض رسانيدند كه اگرچه رأفت و عاطفت حضرت جهانبانى و فطرت عالى و عطوفت و الا همين تقاضا مىكند كه گناهان بزرگ در درگاه معلّى طيلسان عفو پوشد ، امّا عافيت‌انديشى و كارفرمودن حزم مقتضى آن است كه ستيزه‌كار مردم‌آزار را به سزاى اعمال رسانند تا گرد شرارت او از چهرهء سلامت عالميان رفع شود . شايستهء دورانديشى و دوربينى آن است كه آسايش ظاهرى يكى را كه بدخواه باشد بر آسايش چندين خلايق - كه به شرف دولتخواهى اختصاص داشته باشند - نگزينند . اگر جهت جبر خاطر شكسته‌دلان و اندمال جراحت سينه‌ريشان نقش فاسد ظالمى از نگارخانهء عالم محو سازند ديوار معدلت را چه اختلال ؛ خصوصاً كه در ضمن آن صلاح هزاران كار مندرج باشد . هر آينه محو ساختن اين صورت بطلان مطابق رضاى ايزدى و موافق نظام كلّ خواهد بود . آن‌قدر كفران نعمت و طغيان فتنه نشده است كه به امّيد بهبود باز به حال او پرداخته ، كرده را ناكرده