تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
مىآرد - ذكر مجملى از ناكامى ميرزا كامران و نزول مكافات يافتن او از كردار خودش ناگزير است . اگرچه اين شگرف‌نامه را پايه از آن بلندتر است كه امثال اين امور در آن اندراج يابد ، امّا براى سرانجام سخن در نشيب و فراز آن شدن ناگزير سخن‌آرايى است . بر مسامع مستمعان اين سوانح غيبى - كه هر يكى از آن واعظ منابر قدس است - پوشيده نماند كه چون ميرزا كامران در آن سحرگاه - كه پيش از اين ابلاغ يافت « 3 » - شكست يافته به هزاران تك‌وپوى خود را از دست تيغ‌گذاران صف‌شكن خلاص ساخته به در رفت ، ديگر به خود قرار بودن نداد و از تباهى خرد كه نتيجهء حق‌ناشناسى است با وجود چندين ادبارات - كه هر يكى هادى شاهراه سعادت تواند بود - خود را به ملازمت اينچنين خديو مهربان بسياربخش نرسانيد . و در اين هنگام كه بايستى گرد ندامت و پشيمانى بر چهرهء احوال او نشست و به وسيلهء عجز و خجالت خود را به آستان‌بوس مشرّف ساخته تدارك تقصيرات نمود ، از بخت واژگون متوجّه هندوستان شد كه پيش سليم خان پسر شير خان - كه به كفران نعمت ذاتى از بادهء غفلت و سر جوش غرور آشفته‌دماغ بود - رفته كومك ادبار خود آورد . سبحان اللّه ! چه عقل است اين كه به دشمن جانى خود رجوع كرده [ 325 ] كه كار چنين دوست بزرگوار تباه سازد و خواريها به خود قرار داده پيش آورد و خواهد كه به مددكارى او با ولينعمت خود ستيزه‌كارى نمايد . كوتاهى سخن آنكه انديشه‌هاى نادرست ميرزا را بر اين آورد و با معدودى راه هندوستان گرفت . از نواحى خيبر شاه بداغ خان را پيش سليم خان فرستاد . او در نواحى قصبهء پنجاب بود . فرستادهء ميرزا آنجا رسيد و اداى رسالت نمود . سليم خان الحاح مرام ميرزا از حوصلهء خويش افزون دانسته مدارايى پيش گرفت و جزوى خرج مصحوب او روان ساخت و قرارداد كه در همان حدود بوده انتظار برند كه كومك از دنبال مىفرستم و خزينه تعيّن مىكنم . هنوز فرستاده پيش ميرزا نرسيده بود كه على محمّد اسب را نيز پيش
هامش
( 3 ) م : كه در پيش بلاغ