تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠

عزيمت حضرت جهانبانى جنّت‌آشيانى از بهسود بر سر قبايل افغانان كه كمينگاه فتنهء ميرزا كامران بود ، و فرار او به هندوستان

چون در موضع بهسود موسم زمستان به آخر رسيد و صولت سرما به انتها پيوست و معلوم شد كه ميرزا كامران با معدودى در قبايل افغان به سر مىبرد ، اكثر امرا بر اين شدند كه اكنون ميرزا را [ 320 ] قوّت مقاومت و قدرت منازعت نمانده ، مناسب دولت آن است كه جمعى از مخلصان درگاه و جانسپاران كاردان را گذاشته عنان مراجعت به صوب كابل معطوف سازند . و فرقه‌اى از دوربينان بساط قرب معروض داشتند كه چون هوا رو به اعتدال نهاده اگر رايات نصرت ارتفاع نهضت يابد و قبال افغانان به تاخت و تاراج روند هر آينه مصلحت وقت خواهد بود . و تا اين گروه بدانديش - كه سرمايهء فتنه و فساداند - تنبيه بر اصل نيابند توجه به صوب كابل فرمودن از صلاح اقبال دور است . هم ميرزا كامران - كه در اين طوايف پنهان مىگردد و اسباب تفرقه را آماده مىسازد - به دست مىافتد و هم بيخ آشوب منافقان ديگر بركنده مىآيد . حضرت جهانبانى را اين راى قويتر نمود و اين شقّ را بر مراجعت رجحان داده به بدرقهء فتح و نصرت سوار سمند دولت و اقبال شدند كه ناگهانى بر سر قبايل