عنايت ايزدى فتحى غريب - كه مقدّمهء فتوحات تواند شد - ميسّر آمد ، از اين سرزمين ظفر آيين دوستكام مراجعت نموده به منزل بهسود ورود اقبال فرمودند . و چون به يقين پيوست كه ميرزا به حالى كه سزاوار ناسپاسان حقناشناس تواند بود برآمده متوجّه هندوستان شده است ، حضرت جهانبانى از آن منزل به سعادت كوچ فرموده به باغ صفا - كه بهار چمن آرايش طربفزاى خواطر و صفابخش نگارستان بواطن توان گفت - بزمافروز مجلس جاه و جلال گشتند .
چون ايّام شكوفه بود و آغاز كوكبهء بهار و طراوت خيابان و لطايف جويبار گرهگشاى ضماير ، جمعى از مخصوصان را به سركردگى عليقلى اندرانى به دار الملك كابل فرستادند كه آن شكوفهء بهارستان اقبال ، يعنى حضرت شناهنشاهى ، را به اتّفاق مخدّرات تتق عصمت و مطهّرات سرادقات عفّت به حضور اقدس آورند تا به وسيلهء مشاهدهء بدايع نوبهار و مطالعهء صحايف گلزار به سراپردهء شناخت نقشبند ازلى محرم گشته اساس شكر تمهيد دهند .
در اندك فرصتى حضرات رفيع الدّرجات محفوف حضور و سرور ورود سعادت فرمودند . آن حضرت شكر مواهب نامتناهى كه مستجلب مزيد نعم منعم حقيقى است به جاى آوردند و بعد از بسط بساط انبساط و افراط شوق عنان توجّه منعطف داشته در مسعودترين ساعتى به دار الملك كابل نزول اجلال فرمودند .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 472
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٤٧٢