اميد واثق كه بىرفتن بدخشان مهم ميرزا كامران ساخته و پرداخته آيد .
چون فريب و نفاق جمعى كثير از تربيتيافتگان درگاه بتازگى معلوم شده بود ، اعتماد بر اين نفرموده ، حزم و احتياط در يورش بدخشان صلاح وقت دانسته ، از راه يكّه النگ نهضت فرمودند .
حاجى محمّد ، شاه محمّد برادر خود را با مردم خود در چنين وقت رخصت گرفته به غزنين فرستاد . آن حضرت به دست مقدّس خود منشور سلامتى خود به حضرت شاهنشاهى نوشته به او سپردند ، كه به هر وضعى كه تواند رساند و به زبانى نيز پيغامهاى فتح و نصرت و مواعيد وصول موكب عالى دادند . و حكم فرمودند كه زودتر خود را به غزنين رساند و تا هنگام مراجعت ما - كه انشاءاللّه تعالى به زودى ميسّر خواهد شد - در نگاهداشت غزنين مساعى جميله نمايد .
هرچند مخلصان صادق به عرض اقدس رسانيدند كه اهل نفاق را از خود در چنين وقتى جدا ساختن عنان اعمال نفاق به دست اين بىثباتان سپردن است و صلاح كار بدخواهان مفسد به عمل آوردن ، و همه به كنايه و صريح معروض داشتند كه او برادر خود را پيش ميرزا كامران مىفرستد و خود مىخواهد كه جاسوس در خانه و فريبده سادهلوحان عقيدت شود ، آن حضرت بر اين مقدّمات گوش ننهاده رخصت شاه محمّد فرمودند .
و روز ديگر به جانب كمهرد عنان عزيمت معطوف داشتند . اكثر مردم بىحقيقت از ملازمت گرامى جدا شدند و جمعى كه نگاهبان حدود اخلاص و حافظ ناموس حقيقت بودند در ملازمت گرامى بوده كمر خدمت به عزم درست بر ميان وفادارى بستند [ 299 ] .
در اين راه بعد از سه روز كلانتران ايماق تولكجى و سانقاجى - كه در آن حدود توطّن داشتند - از اسب و گوسفند و آنچه مقدور اينها بود پيشكش كردند ، و در چنين وقت خدمت شايسته به تقديم رسانيدند . شب در نزديكى يرت آن مردم اتّفاق افتاد . چون صباح آن به دولت سوار شدند ، خبر رسيدن كاروان عظيم به سركردگى مير سيّد على سبزوارى رسيد . سوداگران عراق و خراسان از اسب و
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 439
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٤٣٩