تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
بود - آوردند . بىملاحظه او را نيز به تيغ گذرانيد . بعد از آن بيگ باباى كولابى آمده ، حقيقت زخمى شدن حضرت تقرير كرد . ميرزا از تنگدلى شگفته شده ياسين دولت و مقدم كوكه و جمعى را به تعاقب تعيّن كرد . قاسم حسين سلطان كه داد حرام‌نمكى و كوردلى در آن روز داده بود ، از ترس و وهم - كه منافقان نادرست را دامنگير است - پناه به دامنهء كوه برده ايستاد و از سراسيمگى نه روى رفتن داشت و نه راى گريختن . حسن صدر و جمعى را فرستاده به دلاسا و مواسا آوردند . و ميرزا از جنگگاه كوچ كرده به چاريكاران فرود آمد [ 301 ] . در اينجا شخصى جيبهء خاصهء آن حضرت پيش ميرزا آورد . ميرزا از اين آوردن جيبه انديشه‌هاى تباه بىته را به خاطر راه داده از فرط شوق در جامه نگنجيد . از آنجا كوچ كرده كابل را محاصره نمود . قاسم خان برلاس در ملازمت حضرت شاهنشاهى بوده در استحكام مبانى قلعه‌دارى اهتمام نمود . هرچند ميرزا او را به مواعيد كاذبهء صدق‌نما فريب مىداد او حبل المتين عقيدت و اخلاص حضرت جهانبانى را نمىگسيخت . تا آنكه اراجيف جانكاه را در اين ميان شهرت داد و جيبهء آن حضرت را فرستاد و به صد عهد و پيمان نادرست و حرف و حكايات فريب‌آميز بازى داده قلعه را گرفت . و آن نوباوهء چمن كاينات و گلدستهء بهارستان آفاق ، يعنى حضرت شاهنشاهى را - كه به روايح اقبال روزافزون مشام اميد روزگار را عطر مىبخشيد و انوار خلافت ايزدى از مرآت ناصيهء اقبالش مىتافت - از نافهميدگى و كوتاه‌بينى مقيّد ساخت ، اما حمايت ايزدى - كه مقارن احوال دولت اشتمال آن حضرت است - به رسم قديم آن به صورت خرد به معنى بزرگ را از روى معنى در كنف حراست و از روى صورت در پناه عطوفت خود داشته پيوسته نگاهبانى مىكرد . ميرزا كامران در دار الملك كابل بوده مشغول انتظام احوال خود و سرانجام لشكر مىبود . ميرزا عسكرى را جوى شاهى - كه اكنون سعادت انتساب به لقب گرامى حضرت شاهنشاهى يافته به جلال‌آباد مشهور است - جايگير كرد . اين موضعى است دلگشا و برزخى است ميان هندوستان و ولايت مشتمل بر
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 442 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد