نهضت موكب مقدّس حضرت جهانبانى جنّتآشيانى از كابل و محاربه به ميرزا كامران و ديگر وقايع عبرتافزاى
چون آمدن ميرزا كامران به حدود كابل نزديك شد ، جمعى از دولتخواهان دوربين به موقف عرض رسانيدند كه پاكسيرتى و نيكگمانى را حدّى و نهايتى مىباشد . هرگاه مكر و تزوير و غدر و تشوير اين حقناشناس چندين مرتبه « 1 » به تجربه پيوسته ، لايق دولت و موافق حزم آن است كه ديگر طريق احتياط از دست نداده حكم شود كه سراپردهء اقبال بيرون زنند و لواى نصرت بر دفع اهل غدر برافرازند و سپاه نصرت قرين استعداد بر اصل نمايند . هرگاه انديشهء اين كار كرده شود از غدر و فريب ايمنى خواهد بود . اگر فىالواقع ميرزا از كردههاى ناصواب خود پشيمان شده راه يكجهتى پيش گيرد و به عزّ بساطبوس استسعاد يابد هر آينه به فنون عواطف پادشاهى اختصاص خواهد يافت و اگر در اين مرتبه نيز سوداى فاسد در دماغ غرور او متمكّن است از اين طرف مراتب احتياط مرعى شده باشد .
آن حضرت را از استماع اين كلمات سلطنت اساس عزيمت نهضت عالى به جانب غوربند - كه راه آمدن ميرزا بود - مصمّم گشت و در اواسط
هامش
( 1 ) ط : به كرات و مرات