تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
قلعه‌دارى دقيقه‌اى فرو نگذاشت . ميرزا كامران چون كارى نتوانست ساخت به اوزبكيّه متوسّل گشته [ 293 ] از ايشان كمك خواست . جمعى كثير از اوزبكيه به كمك او آمده شريك محاصره شدند . ميرزا هندال به جهت اختلال و بازى دادن مخالفان - كه در معنى رهنمونى به شاهراه مقصود است - تدبيرى پسنديده انگيخت و خطّى از جانب ميرزا كامران به جانب خود نوشت مشتمل بر تجديد عهد اتّفاق و فريب دادن اوزبكيّه . و به روش پخته‌كاران آن فريب‌نامه را به قاصدى داد كه عمداً خود را به دست اوزبكيّه انداخت . بعد از كاوش قاصد چون خطّ ظاهر شد و از مضمون آن به ظهور پيوست كه ايشان به هم اتّفاق نموده اوزبكيّه را هدف تير بلا و اسير كمند ابتلا خواهند ساخت ، اوزبكيّه از مطالعهء آن برهم خورده محاصره را گذاشتند و به ولايت خود مراجعت نمودند و كار قلعه ناساخته ماند . مقارن اين حال خبر رسيد كه چاكر بيگ كولاب را محاصره دارد و ميرزا عسكرى شكست خورده در قلعه درآمده است ، و ميرزا سليمان به اسحق سلطان يكى شده قلعهء ظفر را در تصرّف خود آورده و اسحق سلطان را - كه با او متفق شده بود - مقيّد ساخته . ميرزا كامران از اين اخبار سراسيمه گشته و از كار قندوز نااميد شده ، ياسين دولت و بابوس را با جمعى بر سر ميرزا سليمان فرستاد و خود به حدود كولاب شتافت . چاكر بيگ خود را به كناره كشيد . ميرزا عسكرى برآمده ميرزا كامران را ديد و ميرزا مؤمىاليه را همراه گرفته متوجّه دفع ميرزا سليمان شد . نزديك رستاق فرود آمده بود كه جمعى كثير از اوزبكيّه - كه به سردارى سعيد بيگ بيرتاولى آمده بودند - گذر آنها بر اردوى ميرزا افتاد و تمام آن به تاراج رفت . ميرزا كامران و ميرزا عسكرى و ميرزا عبد اللّه مغل با معدودى به طايقان آمدند . سعيد مذكور بر حقيقت كارآگاه شده اغرق « 15 » را به اعزاز تمام مصحوب معتمدان خود پيش ميرزا فرستاد و از اسباب تاراج‌يافته معذرت خواست .
هامش
( 15 ) ح : اعراق
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 431 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد