شد . در اين منزل منشور عطوفت به نام نامى حضرت شاهنشاهى و مخدّرات تتق عصمت - كه در دار الامان كابل بودند - مرقوم خامهء عنايت مصحوب بيگ محمّد آخته بيگى روانه ساختند و به رشيد خان حاكم كاشغر - كه پيوسته سلسلهجنبان عقيدت و اخلاص بود - مفاوضهء عطوفت ارسال نموده خيرمقدم اشرف را نگاشته بودند كه برادر بدنيّت محمّد كامران ، به مقتضاى طبيعت قبح نفاق بر حسن وفاق ترجيح نموده جانب محبّت و دولتخواهى را بالكليّه فروگذاشت و بسيارى از همراهان را همّت ياورى نكرد ، لاجرم اين سفر به خاطرخواه احبّاى دولت ميسّر نشد ، بلكه باعث مزيد ملال و كدورت خاطر گرديد . و شكرانهء سلامتى كرده نصيحتهاى ارجمند - كه تسلّىبخش خاطر محبت انتما تواند شد - در آن مفاوضهء قدس سمت اندراج يافته بود .
و از آنجا شب در ميان به غوربند نزول دولت كرده شب ديگر به خواجه سيّاران ورود اقبال فرمودند و از آنجا به قراباغ و از آنجا به حجاب تأخير افتادى .
بالجمله چون مخالف از اين قضيّهء نامرضيّه آگاهى يافت ، مهم برهم خوردهء خود را انتظام داده به تعاقب درآمد . حضرت جهانبانى به نفس نفيس مبارزتهاى شگرف و محاربتهاى بزرگ - كه وصفش كارنامهء قتال روزگار را ديباجگى بخشد - به ظهور آوردند . در آن بيشهء شيران نبرد رخش جهانگرد زرّين فام - كه تسرّ النّاظرين نام داشت و آن را محمّد خان « 13 » حاكم هرات پيشكش كرده بود ، و آن حضرت بر آن سوار بودند - به زخم تير افتاد . حيدر محمّد آخته اسب خود پيشكش آن پيشواى دولت و دين نموده به اين خدمت سربلند گشت .
حمايت ايزدى آن صاحب سرير سرورى را نگاهبانى فرموده به مأمن رسانيد .
اكثر همراهان آثار بدنيّتى را به چشم خود ديده به رفاقت پستفطرتى و دونهمّتى هر طرف پراكنده شدند .
تفصيل عمدههاى موكب عالى رقمزدهء كلك بيان مىگردد : ميرزا هندال ، ميرزا سليمان ، قراچه خان ، حاجى محمّد خان ، تردى بيگ خان ، منعم خان ، خضر خواجه سلطان ، محمّد قلى خان جلاير ، اسكندر خان ، قاسم حسين خان ،
هامش
( 13 ) ط : محمّد خان شرف الدّين اغلى