تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
حيدر محمّد آخته بيگى ، عبد اللّه خان اوزبك ، حسينقلى خان مهردار ، محّبعليخان مير خليفه ، سلطان حسين خان ، بالتو سلطان [ 291 ] مصاحب بيگ ، شاه بداغ خان ، شاهم بيگ جلاير ، شاهقلى معموره ورود سعادت اتّفاق افتاد . حضرت شاهنشاهى كامياب استقبال شده در اين منزل ادراك ملازمت كرامى فرموده مشمول انظار عنايات شدند . و از آنجا به سعادت مسعود به چتر اقبال سايه گستر دار الملك كابل گشتند . و ميرزا سليمان از راه به بدخشان رفت ؛ ميرزا هندال به قندوز شتافت ؛ منعم خان نيز به همراهى ميرزا به قندوز آمد . امرا همه پى هم به كابل رسيدند . شاه بداغ - كه داد جلادت و مردانگى داده بود - در قيد غنيم افتاد ؛ مير شريف بخشى ، خواجه ناصر الدّين على مستوفى ، مير محمّد منشى ، مير جان بيگ داروغهء عمارت و خواجه محمّد امين كنگ را نيز همين حال پيش‌آمد ؛ باقى جميع ملازمان درگاه در حرز سلامت ماندند . و چون آتاليق و جمعى ديگر از اوزبكيّه - كه در ايبك به دست افتاده بودند - خلاصى يافته به وطن خويش رفتند و انواع عواطف و مراحم پادشاهى بيان كردند ، پير محمّد خان در تعجّب مانده مردم پادشاهى را - كه پيش او بودند - به سلوك آدميانه روانهء دار الملك كابل ساخت . آن حضرت در مستقّر خلافت متمكّن گشته ، اين مراجعت را از فرط دوربينى عين صلاح دولت دانسته در انتظام مهمّات دين و دولت توجّه عالى [ 292 ] مبذول داشتند و خواجه جلال الدّين محمود را - كه به رسم رسالت پيش حاكم ايران فرستاده بودند و خواجه به جهت بعضى سوانح در قندهار توقّف نموده بود - فرستادن او را بر طرف كرده بازپس طلبيدند . خواجه عبد الصمد و مير سيد على كه در فنون تصوير و نقّاشى يگانهء آفاق و نادرهء ادوار بودند ، مصحوب خواجه سعادت بساطبوس دريافته مشمول عواطف بيكرانه گشتند . خواجه سلطانعلى را كه به خطاب افضل خانى اشتهار داشت از عهده مشرفى خزانه به منصب وزارت سرافراز ساخته ديوان خرج گردانيدند . و ديوانى جمع به خواجه ميرزا بيگ قرار يافت .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 429 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد