تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
صوب توجّه فرمودند و بلخ گرفته را از بىاتّفاقى ارباب نفاق همچنان گذاشتند . و شيخ بهلول را جهت برگرداندن هراول كه از آب گذشته و اوزبك را رانده در شهربند درآورده بود ، فرستادند . و ميرزا سليمان و جمعى ديگر از بهادران نامى را چنداول تعيّن فرمودند . چون همگى نيّت حق‌ناشناسان تيره درون بر هم زدن سپاه بود ، اين مراجعت [ 290 ] - كه به جانب درّهء گز به حسب تقدير خواهىنخواهى نخواهى واقع شد و اتّفاقاً رو به كابل داشت - معاودت به صوب كابل اشتهار يافت ، و رفتن ميرزا كامران در السنهء عوام مشهور شد . مردم روى در پريشانى نهاده سوبسو متفرّق شدند . هرچند حضرت جهانبانى حسينقلى « 10 » سلطان مهردار - كه از مخصوصان بساط عزّت بود - و جمعى ديگر از مقرّبان را به جهت برگردانيدن آن جماعهء پريشان روزگار تعيّن فرمودند ، چون تقدير موافق تدبير نبود فايده‌مند نيفتاد . و الحق رقم مشيّت حكيم قدير بر اين صورت پذيرفته بود كه سواد اعظم هندوستان از خلل ستمكاران و آسيب جفاپيشگان به محفوظى گرايد و مهبط بركات ذات قدسى گشته ، تختگاه ابد دستگاه حضرت شاهنشاهى ظلّ اللّهى گردد ، و چندين هزار تخم نيكى در مزارع بسيط غبرا در رياض آمال مخلصان افشانده آيد . خلاصهء سخن آنكه ايزد جهان‌آرا اينچنين نصرت را در لباس چنين حال كه موجب ازدياد عبرت و خبرت هوشمندان گردد ، به ظهور آورده اسباب حكم و مصالح را سرانجام داد ؛ چه ، اگر اين واقعهء ناملايم به ظهور نيامدى ، در مشاغل تسخير ماوراء النهر كار بيچارگان هندوستان در تعويق ماندى و سرانجام اين ممالك - كه مأمن متوجّهان هفت اقليم است - در نارنجى ، محمّد قاسم موجى ، لطف اللّه سهرندى ، عبد الوهّاب اوجى « 11 » ، باقى محمّد پروانچى ، خالدين « 12 » . بعد از سه روز بر سر يخ چهار چشمه اتّفاق نزول افتاد . در اين منزل محمّد قلى شيخ كمان - كه به راه راست افتاده بود - خبر موكب معلّى يافته ، ملحق
هامش
( 10 ) در اكثر نسخه : حسن قلى ( 11 ) در چند نسخه : اودجى ( 12 ) در بعضى نسخه : خالدى
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 427 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد