و ميرزا هندال را به جرانغار تعيّن فرمودند . قراچه خان ، حاجى محمّد خان ، تردى بيگ خان ، منعم خان ، سلطان حسين بيگ جلاير با برادران در هراول مقرّر شدند .
بعد از نيمروز تسويهء صفوف و آراستگى افواج به اتمام رسيد و تا شام جنگ عظيم در كار بود . جوانان نبردآزماى عرصهء همّت پيموده داد دلاورى داده هراول مخالف را برداشته راندند و از جويبارها گذرانيده در كوچهبند بلخ درآوردند .
حضرت جهانبانى به مقتضاى فطانت و متانت راى « 9 » خود خواستند كه تعاقب نموده رايات را از جويبار گذرانند ، رفيقان كوتهانديش نفاقپيشه در لباس وفاق خلاف مصلحت را در نظر جلوه دادند و دوستان نادان نيز از بىادراكى تقويت آن كوتهبينان بىدولت كرده ، راى دشمنان اختيار كردند و نگذاشتند كه از جويبار بگذرند و سخنان نادرست كمهمّتانه در ميان آورده گاه از كمى لشكر خود و بسيارى سپاه مخالف و گاه رفتن ميرزا كامران به كابل و انديشهء اسير شدن اهل و عيال سپاهى و گاه انتظار بردن به تقريب ميرزا كامران و امثال اين چيزها را سبب ساخته مراجعت را تحريض مىنمودند .
و آخر به هزار مجاهده با نفس خود به اين راضى شدند كه به جانب درّهء گز - كه از جاهاى محكم است - شتافته روزى چند در آنجا باشند و اويماقات آن حدود و جمعى ديگر از سپاهى را جمع كرده اسباب فتح سرانجام دهند . و در اين توقّف خبر ميرزا كامران نيز مشخصّ خواهد رسيد و بر تقدير وقوع رفتن ميرزا به كابل ما را به اين حدود كافتن مناسب وقت نيست . و بعد از اين با خاطر جمع تسخير بلخ ، بلكه ماوراء النهر ، به آسانى ميسّر خواهد شد و به تأييدات الهى تا امروز همهوقت فتح و نصرت همركاب و همعنان موكب عالى بوده اقبال بر اقبال پيش مىآيد . به همه حال دست از جنگ بازداشته به جانب درّهء گز توجّه بايد نمود .
آن حضرت به واسطهء نگاهداشت خاطر جمهور بىعلاج شده به آن
هامش
( 9 ) م : آراى