تو رسد بىملاحظه به عرض رسان . » مشاراليه معروض داشت كه مردم كارآمدنى پير محمّد خان به دست شما افتادهاند . اين جماعه را مسافر صحراى عدم ساخته قدم در ركاب ظفر بايد نهاد كه ماوراء النهر بىجنگوجدل در حيطهء تصرّف و قبضهء اقتدار خواهد آمد .
آن حضرت نظر بر همتّ والاى خود فرمودند : « در آيين فتوّت نقض عهد از اهل كمال ناستوده است ، خصوصاً از سلاطين عاليقدر كه از ايشان ناپسنديدهتر مىباشد . اين گروه را امان دادهايم . خلاف آن چگونه در معدلتسراى ضمير سزاوار گنجايش باشد » . آتاليق معروض داشت كه اگر حضرت اين كنگاش درست و راى متين را به عمل نمىآرند ، پس مرا نگاه داشته مصالحه فرمايند كه از خلم اينجانب به ملازمان درگاه مقرّر گردد . و هرگاه يورش هندوستان شود جمعى در ملازمت بوده خدمات پسنديده به تقديم رسانند .
چون مشيّت ازلى و ارادت قيّومى بر خلاف اين دو شق رفته بود نگاشتهء رقم تقدير در نظر اهل عزيمت آراستهتر نمود و چند روز اقامت [ 288 ] واقع شد .
اگرچه هواى ايبك و فراوانى ميوه باعث توقّف بود ، امّا عمدهء اسباب توقّف ناآمدن ميرزا كامران شد .
خردمندان پيشبين حسابدان از روى يقين مىگفتند كه اگر اين توقّف نمىشد پير محمّد خان را طاقت مقاومت و قدرت مقابله و محاربه نبود . هرآينه مستأصل مىشد يا بر حسب دلخواه صلح مىكرد چه ، عبد العزيز خان و ديگر خانان اوزبكيّه به كومك نمىتوانستند رسيد . چون توقّف به امتداد كشيد آن جماعت فرصت يافته به كومك غنيم آمدند و امراى اوزبكيّه را كه به دست افتاده بودند مصحوب خواجه قاسم مخلص - كه يكى از معتمدان درگاه بود - به كابل فرستادند و آتاليق را همراه داشته از راه خلم ( 168 ) متوجّه بلخ شدند .
بعد از دو سه روز از خلم گذشته در مقام بابا شاهو « 6 » نزول اجلال فرمودند .
روز ديگر نزديك آستانه - كه سرمنزلى است مشهور - معسكر دولت آراسته گشت . قراولان خبر رسانيدند كه جمعى كثير از اوزبكان به سركردگى
هامش
( 6 ) ج : بابا ساهو