تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
با ميرزا عبد اللّه زبان را به شكر عنايت پادشاهى التذاذ داد و از چندين بىادبيها - كه از حوصلهء ميرزا بيرون بود - گذراندن و از جرايم آن درگذشتن سبب تعجّب او شد . ميرزا عبد اللّه پرسيد : « اگر به جاى ايشان شما مىبوديد چه مىكرديد » ؟ گفت : « از من گذشتن و گذاشتن نمىآمد » . ميرزا عبد اللّه گفت : « اكنون فرصت كارى كه پاداش آن تواند شد در دست هست . اگر به جاى آورند چه مىشود » ؟ ميرزا گفت : « آن كدام است » . گفت : « امروز به جايى هستيم كه دست پادشاهى به ما نمىرسد . مناسب آن است كه با معدودى الغار كرده به ملازمت پادشاه بشتابيم و سجدات شكر به تقديم آورده عذر گناهان بخواهيم و خدمات پسنديده به جاى آريم » . ميرزا كامران قبول اين معنى كرد و با معدودى روان شد . چون به نواحى اردوى معلّى آمد بابوس را به ملازمت فرستاد و از آمدن خود خبردار ساخت . حضرت جهانبانى از آمدن ميرزا خوشوقت شده حكم فرمودند كه اوّل منعم خان ، تردى بيگ خان ، مير محمّد منشى ، حسينقلى سلطان مهردار ، بالتو بيگ « 12 » تواچى بيگى ، تاخچى بيگ و جمعى ديگر بروند ؛ و بعد از آن قاسم حسين سلطان شيبانى ، خضر خواجه سلطان ، اسكندر سلطان ، عليقلى خان ، بهادر خان و جمعى ديگر شتابند ؛ و سيوم مرتبه ميرزا هندال و ميرزا عسكرى و ميرزا سليمان استقبال نمايند . در همين روز ميرزا عسكرى را بند از پا برداشته بودند . صباح آن به قانونى كه حكم عالى نفاذ يافته بود ، ميرزايان و امرا رفته لوازم احترام به جاى آوردند و حضرت جهانبانى تخت‌آراى ملك و دولت گشته بزرگانه بار عام دادند . ميرزا كامران به فرق آداب شتافته به دولت بساطبوس مشرّف شد و تسليمات ضراعت و سجدات اخلاص به جاى آورد . حضرت جهانبانى از روى مهربانى فرمودند : « ديدن توره به تقديم رسيد . ديگر بيا كه برادرانه دريابيم » . بعد از آن از روى فرط رأفت و شفقت ميرزا را دربرگرفتند و گريه‌هاى زارزار كردند ، چنانچه تمام حضّار مجلس عالى را دل به درد آمد .
هامش
( 12 ) در بعضى نسخه : بالتون بيگ
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 415 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد