بخشيد . و به موجب امر عالى با وجود تحقّق اخوّت عقد صداقت و خلّت نيز بستند و هر كدام از ميرزايان را علم و نقّاره عنايت فرموده ، رتبهء اعتبار را به شرف عزّت و كرامت استظهار بخشيدند . ميرزا كامران ، ميرزا سليمان و ميرزا هندال به تمن طوغ اختصاص يافتند .
ميرزايان از اين منزل به جايگيرهاى خود رخصت گرفتند . موكب عالى متوجه خوست شد و در آنجا كه نزهتگاه عشرت بود اقامت فرمودند و از راه پريان « 18 » متوجّه كابل شدند - و بريان قلعهاى است كه حضرت صاحبقرانى بعد از تأديب هندوان كتور « 19 » اساس نهاده بودند . آن حضرت نيز بتازگى نظر تعمير انداخته نام آن را اسلامآباد نهادند .
رايات اقبال چون به آن سرزمين رسيد پهلوان دوست مير برّ را حكم شد كه شكست و ريخت قلعه را اصلاح نمايد و اهتمام آن را به امرا قسمت كند . ده روز آن حدود معسكر دولت بود تا آنكه به اهتمام پهلوان در يك هفته قلعهء مذكور با دروازه و كنگره و سنگانداز صورت اتمام گرفت و آن حضرت بيگ ميرك را حاكم آنجا ساخته ، گذشتند .
چون خاطر جهانآرا از مهّم قلعه جمع شد بر سر كان نقره تشريف بردند .
به ظهور پيوست كه دخل به خرج اين كان برابر نمىآيد . و از آنجا لب آب پنجشير نزديك كتل اشتر كرام محلّ سرادق دولت اعتصام شد ، و اوايل زمستان ، كه زمين از برف بنياد روسفيدى كرده بودند ، عرصهء حدود دار الملك كابل به قدوم گرامى حضرت جهانبانى فرّ و بها يافت ، و به جهت اختيار وقت و انتظار ساعت مسعود روزى چند در نواحى شهر توقّف اتّفاق افتاد .
حضرت شاهنشاهى كه هزاران ميمنت و سعادت در مقدم آن حضرت است ، اقبالوار استقبال فرمودند . اتگه خان و جمعى [ 284 ] از بزرگان به دولت ملازمت مشرّف شدند . آن حضرت به ديدار سعادت پرتو آن قرّة العين خلافت و غرّة الوجه جلالت - كه سعادت كونين از جبههء ايشان مىتافت - مبتهج و منبسط گشته ، ناصيهء اقبال را به سجدات شكر الهى جلاى جاودانى دادند . و در جمعه
هامش
( 18 ) ب : پرمان ؛ ز : بريان
( 19 ) الف ، د : كنور