همان به كه بر صلح راى آورى * طريق مروّت به جاى آورى .
و مصحوب نصيب رمّال اين منشور سعادت فرستادند .
چون ميرزاى مست غفلت روگردانيدهء اقبال و پشتدادهء دولت بود ، نصايح سعادت لوايح مفيد نيامد و در جواب آن طومار عنايت و ديباچهء درايت اين بيت بر زبان راند :
شعر
عروس ملك كسى در كنار گيرد چُست * كه بوسه بر لبِ شمشير آبدار دهد .
نصيب رمّال حقيقت ادبار ميرزا به مسامع عليّه رسانيد . حكم به ضبط مورچلها شد .
در اين اثنا ميرزا سليمان و ميرزا ابراهيم به جمعيّت تمام به استلام عتبهء عليّه شرف اختصاص يافته به عواطف خسروانه سعادت امتياز يافتند . و چاكر خان - ولد ويس قبچاق - با مردم كولاب نيز آمده ضميمهء عساكر اقبال گشت .
در اين مدّت يك ماه محاصره روزبروز ابواب فيروزمندى بر روى اولياى دولت گشودهتر مىشد و عقدهء مهمّات ميرزا كامران بستهتر شده كارها بر او تنگتر مىگشت . تا آنكه از اقسام حيلهگرى و كيدورزى نااميد شد و از كومك پير محمّد خان اوزبك - كه از كوتاهبينى چشم مىداشت - مأيوس شده ، بىاختيار دست به فتراك اطاعت و انقياد زد و به وسيلهء اين حيله خود را در اين نوبت از گرداب خطر بر كنار گرفت و كشتى عافيت را از اين موجخيز به ساحل نجات رسانيد ، و به اين طريق انواع الحاح و استعذار پيش آورد .
روزى خطّى بر تيرى بسته در اردوى معلّى انداخت . مضمون آنكه حقوق