تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
رواج گرفت ، شيرعلى اعتبار يافته از مستى غرور پيوسته به ميرزا بىادبى سلوك مىكرد و در باب گرفتن قندوز و برآوردن ميرزا هندال اهتمام مىنمود . تا آنكه ميرزا او را به قندوز تعيّن كرد . ميرزا هندال باقبال پادشاهى او را دستگير ساخت . شرحش آنكه شبى پيادهء بسيار از لشكر قندوز گرد خانهء او را گرفتند و او گريخته خود را در جوى آب انداخت و يك‌دست او شكست و به كمند كيد خود دستگير شد . و چون ميرزا هندال او را به ملازمت حضرت جهانبانى افزود ، آن حضرت نظر بر اعمال ناشايستهء او نينداخته بر تقصيرات او رمق عفو كشيدند و خلعت خاصه مكرمت نموده غورى را نامزد او فرمودند ؛ چه ، خاطر دوربين را نظر بر جوهر آدمى و دريافت اندازهء كار آمدن بود . چون در ذات او معنى مردانگى و سربراهى يافته بودند از چندين تقصيرات عظيمه - كه هر كدام مستوجب سياست بود - گذشته ، به نوازش چنين اختصاص بخشيدند ؛ چه ، در ميزان قدرشناسى اسباب بخشش را از ابواب گذارش افزون يافتند . بعد از آنكه ميرزا هندال به توجّهات پادشاهى معزّز شد ، حكم جهان‌مطاع به صدور پيوست كه حاجى محمّد خان و جمعى ديگر به رسم منقلاى پيش روند ، ميرزا سركردهء آنها باشد ، جميع مردم از اطاعت ميرزا - كه هر آينه مؤيّد دولت خواهد بود - عدول ننمايند ، و در لوازم نيكوخدمتى به تقصير از خود راضى نشوند تا هر يكى فراخور همّت و خدمت به آرزوى خود بهره‌مند گردد . و در اواسط جمادى الاخرى نهصد و پنجاه و پنج النگ قاضيان « 6 » - كه از مواضع اندراب است - مضرب سرادقات مجد و جلال گشت . قاضى اندراب و مردم توقبايى و سالقانچى « 7 » و بلوچ و جمعى از سپاهى و ايماق بدخشان و نوكران مصاحب بيگ شرف آستان‌بوس دريافتند و مشمول عنايت پادشاهى شدند . از آنجا كوچ‌بكوچ نهضت موكب عالى به طايقان روى نمود . اكثرى از امراى فرار كرده و ميرزا عبد اللّه و جمعى كثير از منتسبان ميرزا كامران آنجا متحصّن بودند . به ميرزا هندال و امرايى كه همراهش تعيّن شده بودند حكم معلّى شد كه از آب تنگى « 8 » گذشته دستبردى شايسته نمايند .
هامش
( 6 ) م : قاضان ( 7 ) م : سايقانچى ( 8 ) م : بنگى