بدسگالان ستمكردار را در ساعت به سزاى اعمال و جزاى افعال خويش نرساند ، بلكه ارادت و مشيّت پروردگار در حق آن حقناشناسان بر اين وجه مقدور شده بود كه در كشاكش روزگار برده و در خاكستر نكبت و مذلّت انداخته به مرور ايّام درجهبدرجه و مرتبهبمرتبه در گزارش « 2 » آورد و كردارهاى ناهموار آن ستمانديش را بتدريج در كنار پاداش نهد تا از مشاهدهء آن عقوبت عاقبت [ 266 ] عبرت ساير ناحقشناسان گردد ، و هر آينه چون به ديدهء بصيرت نظر مىرود اين قسم مجازات و مكافات - كه به مدارج و مراتب به ظهور آيد - در اتعاب و ايلام سختتر و جانكاهتر است .
و چون اين امر ناپسنديده از آن طايفهء بىباك به ظهور آمد ، دستاندازان در لرزه شد و تيرهها به راه اعوجاج رفت و فتيلههاى تفنگ افسرده گشت .
سنبل خان مير آتش نيز در مزاح حرارت امتزاج خود برودتى تمام احساس كرد و به خود پيچيد كه اين از چه رهگذر تواند بود . سبحان اللّه ! آنچه بدكاران تبهراى آن را منقصت خيال كرده در ستيزه مىگشايند ، آن وسيلهء كمال و دستاويز راحت مىشود ؛ چنانچه اين حال مصداق آن است .
اول ، در چنين جاى خطرناك از آسيب بندوقاندازان كمخطا و آتشافكنان سحرپرداز در حفظ ايزدى بوده ، سرمايهء خجالت بدانديشان سياهدل و پيرايهء هدايت مسترشدان آگاه درون شود . ثانياً ، باعث ظهور چنين خارق عادتى گردد كه آتشها سردى نمايد و فتيلهها درنگيرد . و چون سنبل خان را نظر بر مسقط تير افتاد حديد البصر بود ، حضرت شاهنشاهى را شناخت . نزديك بود كه از نهيب اين حادثه روح از ابدان ناظران مفارقت كند و جميع بندوقاندازان قالب تهى كنند . سرّ اين معاملهء بديع را سنبل خان دريافت كه سرد شدن آتشها را سبب اين بوده . در ساعت دست از توپخانه بازداشت و فرقهء متفرقهء باغيه زمانى از شدايد توپخانهء عالى نجاتگونه يافتند .
هرجا كه حفظ الهى حارس حال برگزيدهء او شود مكايد بشرى را چه ياراى آنكه با او ستيزه نمايد . اگرچه بيخبران اين شغل ناپسند به ظهور آوردند ، امّا
هامش
( 2 ) اكثر نسخه : گزارش ؛ متن : گدازش