تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
راهى كه توانند به قلعه درآمد نيافتند . سرگردان شده خود را به كنارى كشيدند و منتظر فرصتى شدند كه به حيله‌اى خود را درون قلعه اندازند . روزى باقى صالح - كه يكى از يكّه‌جوانان مردانهء حصارى بود - به جد شده ميرزا كامران را نزديك دروازهء آهنين آورد و بگزاف گفت : « به يك حمله شيرعلى را از همين دروازه به درون مىآرم » . چون دروازه گشوده جمعى از دليران ميرزا قدم پيش نهادند ، مردم مورچل محمّد قاسم خان موجى و قاسم مخلص و جميل بيگ حاضر شده داد آگاهى و مردانگى دادند . سنبل خان با شصت هفتاد نفر غلام در بندوق‌اندازى كارپردازى كرد . جميل بيگ به شهادت رسيد . باقى صالح [ 264 ] كه باعث اين فتنه بود تير بندوق آتش به خرمن هستى او افتاد و جلال الدّين بيگ را كه از معتبران ميرزا بود زخم كارى رسيد . اكثر مردم زخمى شدند و از ارادهء خود بازآمده دروازهء قلعه بستند . شيرعلى از درآمدن قلعه مأيوس شد و به جانب غزنين شتافت . حضرت جهانبانى ، خضر خواجه خازن و مصاحب بيگ و اسماعيل بيگ دولدى و جمعى كثير را بر سر ايشان تعيّن فرمودند كه به پايمردى همّت رفته اين بىدولتان را دستگير كنند . فرستاده‌ها در كتل سجاوند به شيرعلى رسيدند . جنگ درپيوست و لشكر پادشاهى نصرت يافت . اكثر اسباب و اموال و اسبان به دست افتاد و جمعى كثير دستگير شدند . شيرعلى با معدودى به جانب هزارجات رفته به خانهء خضر خان پناه برد . فرستاده‌ها مظفّر و منصور با غنايم فراوان رسيده مشمول عواطف نامتناهى گشتند . و سوداگران تاراج‌شده كه التجاج به درگاه مقدّس آورده بودند ، حكم شد كه هركه اسباب و اسب خود را بشناسد بگيرد . اكثر اسبان و اسباب به صاحبان مال رسيده و اين باعث تازگى اقبال شد . باغيان اسير را در برابر مورچلها آورده علانيه به عقوبتهاى گوناگون از هم گذرانيدند تا باعث بيدارى غنوده‌بختان بستر ضلالت شود . ميرزا كامران چون از همهء دروازه‌هاى تدبير آمدوشد نمود و از هيچ بابى بر