تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
شود كه او را به طريقى كه از من نداند گرفته آورد . حضرت جهانبانى شاه ميرزا و خواجه عنبر ناظر را تعيّن فرمودند . فرستاده‌ها او را در خانهء همان افغان از زير پلاس برآورده به درگاه معلّى آوردند . آن حضرت به مقتضاى عطوفت و رأفت ذاتى و پاس وصيّت حضرت گيتىستانى فردوس‌مكانى - كه در باب كافّهء برايا بخصوص برادران فرموده بودند - به نظر عنايت مشمول داشته از جرايم و زلّات او بتازگى درگذشتند و او را به نديم كوكلتاش - كه از معتمدان خاص بود - سپردند . و ولايت قندهار را بر اولياى دولت تقسيم فرمودند : ولايت تپرى به الغ ميرزا مقرّر شد ؛ پرگنات لهو در وجه علوفهء حاجى محمّد اختصاص يافت ؛ زمين داور به اسمعيل بيگ ؛ قلات به شيرافكن ؛ شال به حيدر سلطان مكرمت فرمودند . همچنين جميع ملازمان را فراخور حال جايگير كردند و خواجه جلال الدّين محمود را كه در شهر از مردم ميرزا عسكرى و ديگران طمع كرده بود به مير محمّد على « 4 » گيراندند . و چون خاطر اقدس از انتظام مهام قندهار فراغ يافت و به ميامن تأييد الهى و مآثر صوابديد پادشاهى تقدير موافق تدبير آمد ، به سعادت و اقبال در ساعت مسعود هودج عزّت حضرت مريم مكانى را در قندهار گذاشته عزيمت تسخير كابل پيشنهاد همّت و الا فرمودند [ 242 ] . از فيوضات نامتناهى و نعم غير مترقّب آنكه قافله‌اى بزرگ از هند آمده بود . سوداگران سوداى دلخواه كرده اسبان عراقى از تركمانان خريده بودند . چون انوار اقبال از وجنات حال مىتافت كلانتران اين قافله آمده التماس نمودند كه اگر اسبان ما را ملازمان موكب عالى بگيرند و بهاى آن را بعد از فتح هندوستان مرحمت فرمايند اشدّ رضا داريم و سرمايهء سعادت خود مىدانيم . زهى دولت ما كه به اين مقدار امداد خود را از زمرهء دولتخواهان درگاه معلّى معدود سازيم . حضرت جهانبانى اين معنى را از مؤيّدات آسمانى و موايد غيبى تصوّر كردند و التماس ايشان را به ذروهء قبول موصول داشته ، حكم فرمودند كه به قيمت
هامش
( 4 ) ه : محمّد قلى
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 359 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد