نهضت موكب مقدّس حضرت جهانبانى جنّتآشيانى از قندهار به تسخير كابل و فتح آن ممالك
چون خاطر قدسىمآثر از مهمّات قندهار فارغ شد ، تسخير كابل پيشنهاد همّت و الا گشت ، لاجرم به اين عزيمت از باغ حضرت فردوسمكانى نهضت نموده بالاتر از مقام حسن ابدال در گنبذ سفيد نزول اجلال فرمودند . پيوسته ترتيب مقدّمات فتح اين يورش بر پيشگاه ضمير الهامپذير مىتافت ، و با دولتخواهان دوربين و جانسپاران اخلاصمنش « 1 » همواره مطارحه نموده مىشد .
قزلباشيه اكثرى از امتداد مدّت سفر دلگير شده برخاسته بىرخصت رفتند ، و بعضى برخصت ابرامى جدا شدند . بداغ خان و جمعى ديگر كه در ملازمت فرزند شاه بودند ، از قلّت مبالات دست تعدّى و تطاول بر رعايا و احشام مىگشادند و به اين ناستوده عمل توسعهء روزگار خود خيال مىكردند . وضيع و شريف شهر دادكنان و فريادزنان به درگاه معلّى مىرسيدند .
و حضرت جهانبانى در اين معامله متردّد بودند كه اگر تنبيه ستمكاران نموده آيد خاطر شاهى [ 239 ] آزرده مىشود ، و اگر بر قانون داد عمل نشود بيدادگران دست از زيردستان بازنمىدارند و اين معنى موجب سخط الهى مىگردد ؛ ليكن چون وقت مقتضى نبود در مقام حيرت درآمده چارهء اين كار به وقت ديگر موقوف مىداشتند .
هامش
( 1 ) ب : اخلاص گزين