تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
گشت . حق دولتخواهى و شرط خيرانديشى آن است كه در امثال اين امور زيان خويش را منظور نداشته توقّف نكنند و به اهمال و امهال نگذرانند ، كه ضرر آن در مآل حال همه عايد شود و خسران اين اعمال به روزگار دولت همه لاحق گردد ، نتيجهء خيانت كنگاش - كه اعظم خيانات و اقبح جنايات است - روى دهد و خال بىديانتى و خوش‌آمدگويى - كه نيل بىدولتى و بىسعادت است - بر رخسار حال و مآل ايشان نمودار گردد . و شايسته آن است كه اين طايفه را اگر در عدم كتمان حق و اظهار صدق ناملايمى متنافر « 9 » طبيعت برسد ، آن را سعادت روزگار خود شناسند و به آن خوش‌وقت بوده چين قبض در ناصيهء انبساط نيفگنند كه هرچه به حسب ظاهر بر ضمير بزرگان شاق آيد ، اما باطن والاجنابان تحسين فرمايد . و اگرچه به صورت خلاف راى صاحبان راه سپرده مىشود ليكن در معنى هم ابراى ذمّت كرده حقّ نعمت گزارده مىشود و هم در نظر عاقبت‌انديشان و آخربينان محمود القول و الفعل مىنمايد . القصّه ، ميرزا كامران را از انعدام عقل مصلحت‌آموز و فقدان چنين همراهان سعادت‌افزا غلط بر غلط روى مىداد .
هامش
( 9 ) ب ، د : منافى طبيعت