ذكر فتح قلعهء قندهار و ملازمت نمودن عسكرى ميرزا و بعضى سوانح ديگر كه در آن ايّام رو داده « 1 »
چون دولت روزافزون حضرت جهانبانى خاطرنشان ظاهربينان شد و بر متحصنان روشن گشت كه از اقبال حضرت جهانبانى و اهتمام فدويان اخلاص نهاد نگاهداشت قلعه ممكن نيست ، ميرزا عسكرى از خواب غفلت شده سراسيمه و مضطرب نه پاى رفتن و نه جاى ماندن . اوّلًا التماس نمود كه قندهار به اولياى دولت مىسپارم مرا راه بدهيد كه به كابل روم .
حضرت جهانبانى به آن راضى نشدند و خيال خام او صورت نبست .
بضرورت ، حضرت مهد عليا خانزاده بيگم را به حضور اقدس فرستاد تا استعفاى گناهان نمودند . به وسيلهء استدعاى آن خلاصهء دودمان عصمت رقم عفو بر جريدهء جرايم او كشيدند . به تاريخ روز پنجشنبه بيست و پنجم جمادى الاخرى سال مسطور ميرزا عسكرى در ملازمت آن عفّتقباب از راه تضرّع و ندامت از قلعه بيرون آمد .
حضرت جهانبانى در ديوانخانهء عالى انجمنآراى صفوف بودند و امراى چغتايى و قزلباشيه صفزده به قدر مدارج و مراتب سمت قيام داشتند . بيرامخان به موجب حكم پادشاهى ميرزا عسكرى را شمشير در گردن انداخته به ملازمت
هامش
( 1 ) عنوان فصل از « خ » آورده شد